آخرین خبرها
خانه / سیاست / آیا مشکل افغانستان تنها طالب است؟!

آیا مشکل افغانستان تنها طالب است؟!

افغانستان یکی از مناطق حساس جهان و مهم از نظر ژیوپلتیکی، ژیواکونومیکی و ژیوکالچری است. که هرکدام از موقیعت ها در جایگاه خود هم امتیازاتی و هم معایبی برای این سرزمین بلا کشیده بوجود آورده است. اما آنچه که افغانستان را به میدان رقابت های منطقوی و فرا منطقوی تبدیل کرده است جایگاه ژئو پولتیک و ژئواکونومیکی آن است ذخایر زیر زمینی این کشور که تا هنوز دست نخورده باقی مانده اند قدرت های جهانی از ذره ذره آن آگاهی دارند و در راه بدست آوردند این ذخایر در تلاش اند.
از سوی دیگر متاسفانه این سرزمین با همه امتیازاتی که دارد که مهمترین آن منابع عظیم و بی حدو حصر ذخایر معدنی است .اما همواره محیط پر آشوب و مامن کشورهای بیگانه و گروه های تروریستی بوده است. بعد از سقوط حکومت دوکتور نجیب الله و به قدرت رسیدن مجاهدین در کابل دیری نگذشته بود که جنگ های داخلی بین نیرو های جهادی شدت گرفت شهر کابل بین احزاب و نیرو های مختلف جهادی تقسیم شده بود با گذشت هر روز بر ویرانی های شهر کابل افزوده میشد در چنین وضعیت بحران زا زمانیکه نصیر الله بابر وزیر داخله وقت پاکستان میخواست قطاری از اموال تجارتی آن کشور را به کشور های آسیای میانه برساند.
طالبان: همزمان با آن قطار و حمایت از آن افغانستان در ماه عقرب سال 1373 با پدیده ای نوظهور در داخل افغانستان بنام گروه طالبان روبرو گردید.
جریان از این قرار بود که پس از یک درگیری خونین میان گروهی نوظهور با نیروهای محلی در شهر اسپین بولدگ در مرز پاکستان فردی به نام مولوی منان نیازی با بخش فارسی رادیو بی بی سی مصاحبه و خود را سخنگوی گروه جنگجوی جدید معرفی و اهداف خود را اینگونه اعلام نمود:
ما محصلین و طالبان مدارس دینی هستیم که برای از بین بردن گروه ها ودسته جات مسلح محلی و برقراری امنیت راههای تجاری اقدام نموده ایم. در آشفته بازار آن روز نه تنها کسی نبود تا از این تازه واردشدگان به عرصه مبارزه سئوال نماید که از کجا آمده اند؟ مدارس آنان در کجا قرار دارد؟ کدام منابع مالی تأمین کننده هزینۀ تسلیحاتی می باشد که در دست دارند؟ و یا چگونه سخنگوی آنان در بدو ورود از رادیو بی بی سی سر برآورد تا به معرفی خود و گروهش بپردازد؟ بلکه دولت مرکزی وقت نیز شاید این گروه را در کنار دسته جات مسلح دیگری قرار داد که هر ازچند گاهی در این کشور مصیبت زده می آیند و می روند.
هنوز بیش از یک ماه از ظهور این گروه مرموز طالبان نگذشته بود که آنان موفق شدند بزرگترین و مهمترین ولایت جنوبی افغانستان یعنی قندهار با تمام امکانات نظامی موجود در آن شامل کلیه تسلیحات و انبارهای مهمات آن را تصرف و به عنوان گروه طالبان خود را به مردم و حاکمان افغانستان تحمیل نمایند. در این هنگام بود که گروه طالبان و تحرکات آنان جدی تلقی و از سوی صاحب نظران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت این داستان دنباله دار و ادامه جنگ آغاز شده و زور آزمایی های این گروه تا هنوز ادامه دارد.
القاعده: پس از آنکه اتحاد جماهیر شوروی در سال 1979 میلادی به افغانستان لشکرکشی کرد، به حمایت پاکستان و کشور های غربی جهاد افغانستان علیه روس ها آغاز شد یک تعداد از جوانان مسلمان از سراسر جهان در لبیک به فتوای جهاد ضد شوروی از کشور های مختلف بخصوص از کشور های عربی برای پیوستن به مقاومت افغانستان خود را بخاطر حمایت از جهاد افغانستان به پاکستان رسانیدند در آن زمان بود، نیروهای اسلامگرا ابتدا به پاکستان می آمدند و بعد از مسلح شدن از آنجا، وارد افغانستان می شدند.
در آن زمان، شخصیت اسلامگرای سلفی فلسطینی الاصل، بنام عبدالله عَزام نقشی اساسی در برانگیختن این حرکت جهانی داشت. سخنرانی ها و دعوت هایی که عبدالله عزام درباره جهاد برای دفاع از مسلمانان مستضعف افغانستان ایراد می کرد، از طریق رادیو ها و مساجد و مجلات و به مردم مسلمان در سراسر جهان توسط خبر گزاری های کشور های غربی می رسید.
یکی از جوانانی که در آن روزها به پاکستان سفر کرده بود، جوان دانشجوی عربستانی بنام اسامه بن لادن بود که به ز139411151004245567037484ودی تبدیل به یکی از پیروان مخلص عبدالله عزام گردید. بن لادن، زیر نظر خود عبدالله عزام مدت کوتاهی همراه با داوطلبان عرب به نبرد در افغانستان پرداخت اما کار مهم تر بن لادن این بود که از روی کار عزام نسخه برداری کرد و او هم یک دفتر مخصوص در پیشاور تأسیس کرد تا کمک های مختلف را از سراسر جهان جذب و از سیستم عبدالله عزام حمایت نماید. این دفتر، بیت الانصار نام داشت بعد از کشته شدن عبدالله اعزام اسامه بن لادن رهبری القاعده را به عهده گرفت و بعد از مرگ او ایمن الظواهری گروه القاعده را مدیریت مینماید بقایای این گروه نیز تا کنون در افغانستان و پاکستان فعال اند.
داعش: دولت اسلامی در عراق و شام یا “داعش” گروه مسلحی است که با تفکرات سلفی افراطی در تلاش بوده و است که در سوریه، عراق و افغانستان خلافت اسلامی ایجاد کند. سرکرده این گروه ابوبکر البغدادی نام دارد. که شاخه آن در افغانستان بنام خراسان اند گروه های دیگری مانند.
گروه جبهه النصره: توحید و جهاد تحریک طالبان پاکستانی، لشکر طیبه، لشکر جنگهوی، جماعت‌الدعوه، جهش محمد، کمیته امنیت اسلامی، اهل سنت والجماعت، ارتش متحد اسلامی، بنیاد فلاح اسلامی، حرکت المجاهدین، سر فروشان اسلام، جبهه خراسان، احرارالشام، ارتش آزاد، فتح الاسلام، جنبش اسلامی ازبکستان، حرکت الجهاد الاسلامی، لشکر طیبه، لشکر اسلامی، جنبش ترکستان شرقی اویغورستان، شبکه حقانی، اعمارات اسلامی وزیرستان، تحریک نفاز شریعت محمدی، اتحاد جهاد اسلامی، بریگارگوریلایی اعراب مربوط القاعده، امارات قفقاز (توسط چیچینی‌ها اداره می‌شود.
این گروه ها تنها تعدادی از گروه های هستند که در افغانستان و پاکستان در حال حاضر مستقیم و غیر مستقیم فعالیت میکنند قبلاً در عراق و سوریه نیز تعدادی از گروه ها فعال بودند. بعد از شکست در عراق و سوریه زیادتر این گروه ها خود را به پاکستان و فغانستان رسانیده اند باور دارم ابر قدرت های جهانی نیز از این گروه های شناخت کافی دارند و گاه بیگاهی بخاطر تحقق منافع خود از این گروه ها استفاده همه جانبه مینماید به عقیده من نه تنها قدرت های جهانی بلکه یک تعداد از کشور های منطقه همواره نیز در تلاش اند تا به استفاده از جنگ نیابتی توسط این گروه ها بی ثباتی در افغانستان ادامه پیدا کند تا بتوانند اولا به مقاصد سیاسی خود که عبارتنداز: دخالت درامور داخلی کشورها منطقه، ایجاد حکومت های همسو با خود، وابستگی کشورها به خود (ازلحاظ امنیتی و اقتصادی، سیاسی استفاده از منابع معدنی بخصوص یورانیم افغانستان است بهره برداری نمایند گرچه قدرت های جهانی همواره خود را به عنوان ناجی در معضلات بین المللی نشان میدهند اما حقیقت چیزی دیگریست که خود آنها جز از مشکل کشور های درگیر در جنگ اند.
نتیجه: پس افغانستان در کجای این ماجرا است؟ حضور تعداد زیادی از گروه های تروریستی در منطقه که حمایت جهانی و منطقوی را نیز با خود دارند افغانستان با کدام از این گروه ها مصالحه نماید کدام گروه را شریک قدرت بسازد تا گروه دیگری دست از جنگ بردارد بعضی ها در شعار با حقوق بشر و دمکراسی که از زبان قدرت های جهانی بیرون میشود دل بسته اند اما به عقیده من تحقق دمکراسی و حقوق بشر از طرف قدرت های بزرگ یک داعیه نیست بلکه یک شعار فریبکارانه است بخاطر اهداف دراز مدت آنها خارجی ها چه در حالت دوستی باشند چه درحالت دشمنی، اهداف و منافع خود را دنبال میکنند تا وقتیکه اهداف دراز مدت قدرت های بزرگ جهانی و منطقوی در افغانستان تحقق نیافته باشد این جنگ و این ویرانی ادامه خواهد یافت. احمد سعیدی

درباره‌ی شریفی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>