وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

شناسنامه مختصر شاعران معاصر افغانستان/ احمدشاه رفیقی

169

1- نام و تخلص: احمد شاه رفیقی
2- نام پدر: محمد رفیق
3- سال و محل تولد: در سال 1331ه.ش در قریه هونی سیدان لوگر چشم به جهان گشود و در چهار سالگی با خانواده خود به شهرغزنی رفته در آنجا اقامت گزید.
4- تحصیلات: سال 1355 خورشیدی از دانشکده ادبیات و علوم بشری دانشگاه کابل فارغ شده و مدرک ماستری خود را به درجه عالی نیز بدست آورده است. استاد رفیقی اکنون با رتبه علمی (پوهندوی) استاد دیپارتنمت دری دانشکده زبان وادبیات پوهنتون تعلیم وتربیه و رئیس شورای فرهنگی آن دانشکده میباشد.
5- فعالیت های فرهنگی: استاد رفیقی در کنار افتخار آموزگاری، شاعر، نویسنده و طنز نویس بوده و دارای آثار منظم و منثور میباشد. آثار منظوم:(نیستان، نخلستان، گلشن مسرت، ار مغان محصل یا ره آورد محصل، تصنیف و سرودها، فروغ عشق، مراسلات منظوم رفیقی). آثار منثور:( تصوف خراسانی، تصوف از ابتدا تا سده پنجم، تصوف از سده پنجم تا سده هشتم، نثرمرسل و ساده ی دری، شرح احوال و آثارخیرمحمدنقشبندی و مقالات). صد ها مقاله و شعر آقای رفیقی در نشرات مختلف کشور اقبال چاپ یافته و شعرهای زیاد ایشان را هنرمندان سروده است. همچنان قابل تذکر میدانیم که استاد رفیقی بنیانگذار و اولین رییس دانشگاه غزنی( از سال1387 تا 1391) نیز میباشد.
6- حالت مدنی: متاهل (ثمره ازدواج شان پنج فرزند است دو پسر بنامهای ( احمد جاوید و احمد شکیب ) و سه دختر که عروسی نموده اند).
7- نمونه های کلام:
نــمـیگـــردد ز رعـب ظـالمـان آواز کــس بـیــرون
ولــی پنهـان کـنـند آه از دل هـمـراه نـفـس بـیــرون
خـمـوشــی پـیشـه کــن شــایــد تـرا آزاد گــردانــنـد
که میگردد بزودی مرغ خـامـوش از قـفـس بـیرون
ســــزاوار کـــشیـــدن بـــاشــــد از مـیهـن دلازاران
که هر کس از وثاقش مـیـکند خـیل مـگـس بــیـرون
کنون ناخوانده مهمان راکنیم بیرون که خصم مـاست
نکرده گـرچـه مهمـان را ز منـزل هیچکـس بـیـرون
بـزور تــیــغ دشمــن را کشیـم از خــاک پــاک خــود
که دریــا افـگنداز نـزد خـود مـردار وخـس بـیـرون
بـــه جـاپـرداز بهــر دیــگــران دارد حـکـایــت هــا
نواهایــی که مـیگـردد سحـر گاه از جـرس بـیـرون
بجـز فــرمـانـروای ظـالــم و خـونخــوار افـغـانــان
نکرده عارضــان را هـیـچـیک فــریـاد رس بـیـرون
بــه ظلمـسـتان ظـاهــر مــدتــی شــد انـدرون داوود
ندیدی خشم خـلقش کـرد زآنـجـا بـی نـفـس بـیـرون
اگـر خواهی ( رفـیقـی) عـافـیـت از شـاعری پـرهیز
که مرغ خوشنوا هر گز نگـردد از قــفـس بـیـرون
شیر شرزه
نگردد اهل وطن هیچگـه غـلام کسـی
نگشته هیچگهی شیر شرزه رام کسـی
عـدو گـریـز ودهـانـت بـبـنـد کـافـغـان
به نوک برچه کنند پاره پاره کام کسی
فریب دوست نماها نمیخورند این قـوم
که خصم ویارشناسـند از خـرام کـسی
به شرط بنده گی دروقـت نـزع افغانی
نـنـوشـد آب حیـات وبـقـا زجـام کـسی
بجـــز سـتـاره اقـبــال غـیـرت افـغــان
به آسمـان حمیـت رسیـده نـام کـسی ؟
بـدارحـرمـت افـغـان وکن تواضع کاو
نمـیکـنــد بــزر وزوراحــتـرام کــسی
فگن بجای دگربرف خـود کـه این مـردم
بـبـام خویش نمـانـنـد بـرف بـام کسـی
عطـای خویش بگیرو برو حلالت باد
کـه احـتیـاج نــداریـم بــا حـرام کـسی
بـبـر زمـام امـورت بـه پـیـشـرو تـنها
نـیـاز نیست( رفیقی) به ازدحام کسی
Capture.JPGccc

Comments are closed.