وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

شناسنامه مختصر شاعران معاصر افغانستان/ احمد سیر بختیاری

191

۱- نام وتخلص:
احمد سیر بختیاری
۲- نام پدر: عبدالقیوم بختیاری
۳- سال ومحل تولد: در سال 1370 در شهر کابل دیده به جهان گشوده است.
۴- تحصیلات: دوره ابتدائیه و ثانوی مکتب را در لیسه عالی (ککرک) و دوره لیسه را در لیسه عالی حبیبیه فراگرفته و تحصیلات عالی خود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تا مقطع لیسانس به پایه اکمال رسانیده است.
۵- فعالیت های فرهنگی: از نامبرد یک مجموعه شعری با نام(کوچه خیال) با تن پوش چاپ آراسته شده او در حال حاضر در کنار فعالیت های ادبی – فرهنگی مدیریت یک نهاد آموزشی در شهر کابل را به عهده دارد.
۶- حالت مدنی: مجرد
۷- نمونه های کلام:
شادم که خوشحالی و غمگینم که با ما نیستی
من در خودم گم گشته ام اما تو تنها نیستی

چشم خیابان گرد من در امتداد جاده ها
تصویر میبندد ترا اما تو این جا نیستی

دود سیاه هجر تو قد می کشد از دفترم
با واژهای شعر من دیگر تو یکجا نیستی

درچاه غم افتاده ام از آسمان چشم تو
صد چند سنگین دل تری مثل ذلیخا نیستی

جان مرا آتش زدی از قوم فرعونی مگر؟
گرنه، چرا یک لحظه ای در فکر موسی نیستی

یک روز بعد از عاشقی ای خاک عالم بر سرت
صحرایی ام کردی ولی از جنس لیلی نیستی

(هرجا سگان کوچه را آسوده رامت می کنی
حالا شدی یک استخوان، نان و مربا نیستی)

در کوچه های خاطرم یاد تو پیدا می شود
غم واژه ها پهلوی هم از قطره دریا می شود
آهنگ نی گل می کند درلابه لای دفترم
وقتی غزل در دامنم با اشک سودا می شود
شور قیامت می شود، قلب ثریا می زند
تایک گره از درد من با دست شب وا می شود
هر شب،شبی شرمنده شد اندرحضور بخت من
امانمی دانم چرا یلدا و یلدا می شود
خاک کویر خشک جان آتش به دریا می زند
با یک نسیمی از خیال آهسته فردا می شود
از سرزمین غنچه ها غم پاسبانی می کند
لب گرهوایش می کند بر دار بالامی شود
دنیاطلاپوشیده و مرغ وفا بی بال و پر
از نوک بام لحظه ها افتاده بی پا می شود
درخاک صحرای جنون مجنون تیمم ساخته
در واپیسن تکبیر او مرگی تمنا می شود
بس کن (سیر) این شکوه را در کوره سوزان بسوز
در این میان قلب کسی چون سنگ خارا می شود.
image003

Comments are closed.