وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

وحدت سنی و شیعه و ضرورت آسیب شناسی/ محمد محق

25

حوادث تروریستی خونین اخیر در کشور، که بخشی از آن مساجد برادران شیعی ما را هدف قرار دارد، بر اندوه و بر نگرانی همه ما افزوده است. این سلسله حملات، ادامه روندی است که ابو مصعب زرقاوی، پدر معنوی و طراح استراتژی داعش، در سال های
حوادث تروریستی خونین اخیر در کشور، که بخشی از آن مساجد برادران شیعی ما را هدف قرار دارد، بر اندوه و بر نگرانی همه ما افزوده است. این سلسله حملات، ادامه روندی است که ابو مصعب زرقاوی، پدر معنوی و طراح استراتژی داعش، در سال های ٢٠٠٣-٢٠٠۵ در عراق و سوریه شروع کرد، و پیروان او پس از تاسیس رسمی خلافت شان، آن را به مثابه استراتژی شان جهت به آشوب کشاندن منطقه در پیش گرفتند. لازم است در این باره چند نکته در نظر گرفته شود:
١. بسیاری از دوستان به درستی تاکید دارند که وحدت شیعه و سنی در افغانستان نسبت به بسیاری دیگر از کشورهای منطقه قابل تحسین است. اما این را نباید به این معنا گرفت که هیچ آسیبی متوجه آن نخواهد شد، بلکه به عکس، برای کسانی که درکی از حساسیت های امور مذهبی دارند به راحتی قابل تشخیص است که چگونه ممکن است جای این وحدت را وحشت و خشونت مذهبی بگیرد. عراق، سوریه و یمن نیز چند سال قبل به وحدت مذاهب شان افتخار می کردند، اما امروز همه می دانیم که در آنجا چه می گذرد.
٢. کم اهمیت ساختن نقش داعش و ارجاع دادن ریشه حوادث به منابع و سرچشمه های دیگر، حاکی از بیخبری از ماهیت داعش و پیچیدگی کار این گروه است. کسانی که مطالعه دقیق در باره این گروه دارند متاسفانه در افغانستان از تعداد انگشتان دست فراتر نمی روند، و از این رو بسیاری از کسانی که نظر می دهند موضوع داعش را به شکل تمسخر مطرح می کنند، اما سخت اشتباه می کنند. بدون شناخت درست از دشمن نمی توان راهکار موفقی برای مقابله با او در پیش گرفت.
٣. تاکید بر نقش داعش، که تاکیدی بجا و مهم است، نباید ما را از مسئولیت دیگر عوامل داخلی و منطقه ای، که تسهیل کننده کار داعش هستند، غافل کند. در داخل، عناصر افراطی مذهبی در هر دو طرف وجود دارند، هم شیعه و هم سنی که گرفتار تعصبات مذهبی اند، و هر کدام برای مخاطبان خود روحیه بدبینی نسبت به طرف مقابل را دامن می زنند. آنان با این کار خود در حقیقت کار داعش و دیگر تروریست ها را رو به راه می کنند. رافضی خواندن شیعیان و ناصبی خواندن سُنیان بخشی از ادبیات تعصب آلودی است که از گذشته ها به میراث مانده و هنوز در هر دو طرف کسانی هستند که ذهن و زبان شان از این ادبیات فاصله نگرفته است.
۴. اغلب این عناصر داخلی به نحوی وابسته به حمایت های کشورهای متخاصم منطقه هستند. شمار انبوهی از مبلغان مذهبی از بیرون تشویق می شوند که در افغانستان تبلیغات مذهبی را به گونه ای پیش ببرند که تفاوت ها را میان سنی و شیعه برجسته می گرداند. برای نمونه، مراسم ماه محرم، برخلاف تاکید علمای بزرگ افغانستان، و بر خلاف توصیه شماری از مراجع محترم مذهبی اهل تشیع، به صورت آشکاری در خدمت سیاست های منطقه ای قرار می گیرد، و تبدیل می شود به مراسم زور بازو نشان دادن ایران و مانور سیاسی-اجتماعی در برابر عربستان سعودی، و همان مراسم به همان شکل خود انگیزه ای می شود برای حلقات تندرو سلفی جهت حمایت بیشتر از پروژه های تفرقه افکنانه در افغانستان.
۵. یکی از عواملی که انگیزه گروه های تروریست را برای حمله بر مساجد اهل تشیع چند برابر می سازد نقش آشکار لشکر “فاطمیون” در جنگ های داخلی سوریه است. متاسفانه هزاران افغان شیعی، بر اساس تخمین تحلیلگران بیشتر از بیست هزار نفر، در استخدام این لشکر قرار گرفته و در خونریزی های خاور میانه مستقیما دخیل هستند. بدون شک این کار به هیچ صورت توجیهی برای حمله بر مساجد و ریختن خون بیگناهان در افغانستان نیست، اما برای گروه هایی مانند القاعده و داعش به حد کافی توجیه کننده اعمال شان هست. لازم است هم علمای بزرگوار، خصوصا از میان اهل تشیع، و هم فعالان اجتماعی افغانستان کمپاین قوی و وسیعی برای مخالفت با پیوستن به چنان گروه هایی را به راه اندازند، تا مسلمانان بیگناه شیعی قربانی فاطمیون نشوند.
۶. باید همه ما، سنی و شیعه، در برابر هر سخنی که از آن بوی تفرقه مذهبی می آید با قوت بایستیم، و جلو هر گونه نفرت پراکنی مذهبی را بگیریم، و تلاش کنیم تا ابزار ساختن دین برای اهداف سیاسی به هر شکل آن متوقف گردد.
هر کس از ما که توانایی دارد کاری در این زمینه بکند، اگر کوتاهی نشان دهد در خون های نا حقی که در این سرزمین می ریزد مقصر خواهد بود، و باید در برابر خداوند پاسخگو باشد. محمد محق
farhangnews_183757-526110-1456212760

Comments are closed.