وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز | Oqab News
وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

پولیس ماموریت اجرای قانون و مبارزه با ناقضین قانون را دارد اما…؟!

127

در حال حاضر بر اساس گزارش ها، حدود 151 هزار سرباز پولیس در کشور وجود دارد. پولیس نیروهای امنیتیِ هستند که ماموریت اجرایی کردن قوانین را دارد. با تأسی از قانون اساسی به عنوان قانون مادر، قوانین فرعی در همه عرصه ها و زمینه ها وضع می شود که بایستی نافذ شده و نظم و امنیت را تحکیم بخشد. ولی بدون تردید در هر جامعه سیاسی، انسان های هستند که قانون را رعایت نکرده و رفتارهای انحرافی و کژ را از خود نشان می دهند. بدون تردید، رفتارهای انحرافی و کژ موجب برهم خوردن نظم و امنیت اجتماعی شده و امنیت اجتماعی شمار از اعضای جامعه بهم خواهد خورد.
پولیس، ماموریت اجرای قانون و مبارزه با ناقضین قانون را دارد. باید کسان که رفتارهای انحرافی را انجام داده و باعث برهم زدن نظم و امنیت اجتماعی می شوند را دست گیر و به نهادهای عدلی و قضایی تحویل دهد.
اگر به درستی توضیح داده نشده باشد، در یک کلام باید گفت که پولیس، مامور تامین امنیت اجتماعی و مکلف به مبارزه با تهدیدهای امنیتی اجتماعی ست. خیلی به ندرت اتفاق می افتد که پولیس تهدیدهای سیاسی را مورد توجه قرار داده و برخی عوامل را برچیند.
در این ماه هفته ای بنام هفته آشنایی با نیروهای پولیس نام گذاری شده است. هدف، جذب اعتماد و همکاری های مردم به نیروهای امنیتی است. البته این اقدام در جای خود ارزشمند و مثبت می نماید. این گونه امنیت روانی افکار عمومی بیشتر و بهتر تامین خواهد شد.
این نگارش موجز در پی واکاوی چالش های مهم فراراه نیروهای پولیس کشور است. پس پرسش اصلی که مطرح می شود این خواهد بود که: نیروهای پولیس ملی با چه چالش ها و موانع مواجه است؟
به نظر می رسد که پولیس کشور، با چالش های نظیر مصروف شدن در جنگ با گروه طالبان، فساد و بی سوادی است.
1- جنگ با طالبان: همان گونه که مطرح شد، پولیس ماموریت مهار نا امنی های اجتماعی را دارد. به عبارت دیگر، پولیس نافذ قانون بوده و مکلف است با برهم زنندگان نظم و امنیت اجتماعی مبارزه کند. اما پولیس افغانستان، گذشته از مبارزه با برهم زنندگان نظم و امنیت اجتماعی، درگیر مبارزه با برهم زنندگان امنیت سیاسی شده است. هم با شبکه های قاچاق مواد مخدر و انسان، باندهای آدم ربا و اختطاف گر و فساد اداری مبارزه می کند و هم در شهرها و روستاها با نیروها و جنگنده های طالبان جنگ می کنند. ارتش ملی ماموریت پاک سازی و تصرف برخی منطقه ها را دارد، اما پولیس جهت نگهداشتن و دفع تهدیدهای طالبان، ناگزیر با حمله های آن ها مقابله کرده و در یک جنگ نابرابر، قربانی می دهند.
جنگ با گروه طالبان، تهدید جدی در برابر نیروهای پولیس است. زیرا پولیس با امکانات اندک نظامی اما گروه طالبان با امکانات و تجهیزات مکمل نظامی حمله می کنند. این امر باعث شده است که تلفات نیروهای پولیس بیشتر شود. دقیقاً آمارهای تلفات نیروهای پولیس که در هر شش ماه منتشر می شود، نگران کننده است.
به نظر می رسد که تلفات پولیس در برابر نیروهای طالبان باعث شده است که بسیاری از جوانان پیوسته به این نیرو، از صف همکاران فرار کنند و یا اصلا انگیزه پیوستن را از دست دهند.
به هر صورت، تبدیل شدن نیروهای پولیس به عنوان نیروی مبارز در افغانستان، موجب شده است که نیروهای بی شماری تلف شود. این امر، به عنوان یک چالش بنیادین و مهم است و اگر وضعیت تغییر نکند، نیروهای بی شماری تلف خواهند شد.
2- فساد: اگر سخن از فساد گسترده در نهادها و ادارات دولتی زده می شود، به حق باید گفت که یکی از نهادهای غرق شده در فساد اداری پولیس است. فساد در نهادها و اداراتِ بیشتر است که بیشترینه بودجه انکشافی را به خود اختصاص داده و بیشترینه ارباب رجوع را دارد. از این رهگذر، نهادهای نظامی ـ امنیتی و عدلی ـ قضایی در باتلاق فساد غرق هستند.
اگر در زمینه رها سازی زندانیان و متهمان سیاسی انتقادهای جدی وجود دارد، بایستی گفت که متهمان و مجرمان جنایی نیز قبل از رسیدن به نهادهای عدلی و قضایی رها می شوند. آمرین حوزه های امنیتی و فرماندهی های امنیتی در سطح ولایت و یا شاید افراد سطح پایین، متهمان و مجرمان را در برابر پول رها می کنند. این وضعیت، دو ضربت مهم را وارد کرده است؛ اولا، مشروعیت سیاسی حکومت، نخبگان حاکم و نهادهای دولتی را آسیب جدی می زند. زمان که مردم به این جمع بندی برسند که مراجعه به پاسگاه های امنیتی و یا شاید دادگاه های قضایی سود را در پی ندارد، تلاش می کنند به دادگاه ها و محاکم غیر رسمی رو آورند. اگر از این رهگذرها حل مشکل نشود، به دادگاه های طالبانی مراجعه کرده و طالب قضاوت و داوری می شوند. و ثانیا، اعتماد مردم به نیروهای امنیتی به شدت ضربت خواهد دید. وقت پولیس به عنوان نیروهای که فقط به دنبال سنگین کردن جیب های خود است، جلوه کند، چگونه می تواند که حمایت و همکاری های مردمی را جلب کند.
3- بی سوادی: بی سوادی چالش عمومی در کشورهای جهان سومی و در حال گذار است. اما در افغانستان بیشتر و شاید هم کم نظیر. ممکن است معدود کشورهای در قاره آفریقا یافت شود که جمعیت بی سواد مانند افغانستان را داشته باشد. بی سوادی جمعیت، همه نهادهای دولتی و غیر دولتی را متأثر کرده است. اما حضور جوانان بی سواد در صف های ارتش و پولیس ملی بیشتر است. زیرا که جوانان بی سواد که از بی کاری رنج می برند، به ناچار هوای جبهه های جنگ و حضور در صف های نیروهای نظامی و امنیتی را می کنند.
همان گونه که زندگی انسان ها هر روز پیچیده تر می شود، امنیت نیز پیچیده تر می شود. پیشرفت های تکنولوژیک از یک سو، زمینه های رفاه را فراهم کرده است و از سوی دیگر، چالش های پیچیده ای را نیز پیش روی انسانی می نهد.تهدیدهای امنیتی تنها، متوجه کردن میله های تفنگ نیست، بلکه از مجراهای مختلف، باندهای تبهکار امنیت انسانی را نقض می کنند. تیم های جعل کار و تقلب کار، هزاران توطئه و شگردهای پیچیده را می فهمند که به سادگی قابل شناسایی نخواهد بود. از این روی، نیروهای امنیتی که در صدد مبارزه با نا امنی های اجتماعی و ناقضین قوانین و هنجارهاست، بایستی با سواد بوده و بتوانند با توانمندی کژ رفتاری ها را شناسایی و دفع کنند. به هر حال، پولیس افغانستان، در حال که پیشرفت مناسب کرده است، اما چالش های عمده چون قرار گرفتن در جبهه جنگ با طالبان و حلقه های تروریستی، غرق شدن در دامن فساد اداری و بی سوادی نیروها، در برابرش خود نمایی می کند. قرار گرفتن در برابر طالبان نیروهایش را تلف می کند، فساد حیثیت و اعتماد اجتماعی اش را آسیب می زند و بی سوادی در مهار نا امنی های پیچیده ناتوان اش می کند.(فهیمی)

Comments are closed.