وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

شناسنامه مختصر حضرت ابوبکر صدیق(رض):

84

شناسنامه مختصر حضرت ابوبکر صدیق(رض):
بسم الله شریفی
1) نام: حضرت ابوبکر صدیق (رض)
2) نام پدر: عثمان بن عامر ملقب به ابوقحافه بن عامر بن عمر و بن کعب بن سعد بن تمیم بن مره بن کعب بن لؤّی القرشی التیمی که نسب ابوبکررضی الله عنه در مُره بن کعب به پیامبر (ص)می رسد.
3) نام قبل از اسلام: عبدالکعبه.
4) نام بعد از اسلام: عبدالله، عتیق و ابوبکر صدیق (رض).
5) محل تولد: شهرمکه مکرمه(عربستان سعودی).
6) تاریخ تولد: دو سال بعد ازعام الفیل(573 م)، 51 سال قبل از هجرت.
7) تفاوت سنی با رسول الله(ص) :دو سال و چند ماه از رسول الله (ص)کوچکتر بودند.
8) مدت عمر :شصت وسه سال
9) نژاد: عـــــرب
10) نام طایفه ابوبکر: بنو تمیم
11) تاریخ اسلام آوردن شان: ابتدای سال اول نبوت « اولین مرد مسلمان»
12) نسبت خانوادگی شان با پیامبر«ص»بعدازاسلام: خُسر پیامبر«ص»
13) وظیفه شان قبل از اسلام: تجارت پیشـــــه
14) وظیفه شان در وقت حیات پیامبر«ص»: مشاور و نخستین وزیرشان
15) وظیفه شان بعد از وفات پیامبر«ص»: اولین خلیفه و امیر مسلمانان.
16) مذهب شان قبل ازاسلام: حنیف «نه شراب نوشیده و نه بت پرستی کرده»
17) رنگ شـان: سفیـد
18) پیشـانی شان: بلنــد
19) رنگ موی شان: سیـاه
20) عادات پسندیدۀ شان: نهایت نرم دل و بی حــــد برد بار
21) نام مادرش: ام الخیر سلمی بنت صخر بن کعب بن سعد
22) مسلمان شدن پدرش: ابوقحافه در سال هشتم هجری حین فتح شدن مکه در حالیکه نابینا شده بود به اسلام مشرف شد.
23) ازدواج نخست: با قتیله بنت عبدالعزی که حضرت اسمأ و عبدالله از آن متولد شد.
24) ازدواج دوم: با ام رومان بنت عامر که حضرت عایشه صدیقه (رض) و عبدالرحمن ثمره این پیوند بودند.
25) ازدواج سوم: در مدینه با حبیبه بنت خارجه صورت گرفت که ام کلثوم از این ازدواج متولد شد.
26) ازدواج چهارم: با اسما بنت عمیس بوده که محمد بنت ابوبکر از این پیوند مبارک به میان آمد.
27) ردیف مسلمان شدنش: در قشر مردان آزاد اولین مسلمان محسوب می گردد.
28) دامادان ابوبکر صدیق: 1- رسول الله(ص) که شوهرعایشه صدیقه (رض) عنها بودند، 2- زبیر بن العوام (رض)که شوهر اسماء رضی الله عنها بودند، 3- طلحه بن عبید الله (رض) که شوهر أم کلثوم رضی الله عنها بودند.
29) افراد بزرگی که به اثر تبلیغ او مسلمان شدند: حضرت طلحه، زبیر، عبدالرحمن بن عوف، سعد وقاص، عثمان بن عفان، عثمان بن مضعون، ابوعبیده، بلال و سایر اصحاب دیگر پیامبر (ص).
30) آزاد نمودگان آن حضرت: از پول تجارت خودش حضرت بلال، عامر بن فهیره، فهیره، نهدیه، نیره، ام حبس و کنیزی از بنی مومل را که به سبب اسلام آوردن اذیت می شدند خرید و آزاد کرد.
31) وی اولین صحابه ای است که خطابه ای علنی برای دفاع از اسلام ایراد کرد.
32) وی اولین یار هجرت پیامبر بود که پیش از رسول الله در غار ثور داخل شد و غار را بدست خویش لمس می کرد تا که در آن درنده یا ماری نباشد و به رسول الله(ص) آزار رساند.
33) عاداتش قبل از اسلام: هرگز شراب ننوشیده، خوش مشرب، سخن شناس، شعر فهم بوده و در علم انساب عرب مهارت داشت و در ایام جهالت شعر می گفت و در ضیافت و سخاوت و امداد به غربا و بیچارگان از همه سرداران عرب مقدم بود.
34) فرموده پیامبر اسلام در مورد ایمان آوردنش: حضرت رسول اکرم می فرماید هیچ کس از مردم را بسوی اسلام دعوت نکردم، مگر اینکه در فکر او نسبت به این دعوت، نوعی از ترشی و تفکر و تردد موجود بود، به جز ابوبکر بن قحافه که در اولین دعوت اسلام را پذیرفت و در نخستین تذکری که از دعوت به اسلام به او نمودم بدون عدول و درنگ و انتظار به محض شنیدن دعوت اجابت نمود.
35) پس از هجرت به مدینه: حضرت ابوبکر صدیق در (س ن ح) در منزل حضرت خارجه بن زید از قبیله بنی حارث از قوم خراج فرود آمد و بعداً با حبیبه دختر حضرت خارجه ازدواج نمود.
36) گفته های اسیران بدر در مورد ابوبکر صدیق: (اگر ما را نزد ابوبکر صدیق (رض) ببرند او بر ما از همه مهربانتر است و از او امید رحمت برده می شود، زیرا اواز تمام قریش رحم و عاطفه بیشتر دارد، کسی را نمی شناسم که نزد حضرت محمد (ص) از ابوبکر مقرب تر باشد.)
37) نماز جماعت پیامبر اسلام به امامت ابوبکر صدیق: پیامبر در آخرین روز حیاتش در وقت نماز صبح به مسجد تشریف آورد و دید که مردم به امامت ابوبکر صدیق به نماز ایستاده اند. مردم چون رسول الله را دیدند، راه گشودند و آن حضرت به آنان اشاره کرده به جای خود ثابت بمانند. ابوبکر صدیق احساس کرد که مردم راه داده اند تا رسول الله برای شان امامت کند لذا از موضع خود پس ایستاد. رسول الله به ایشان اشاره کرد که چنان که هستی باش،! و خودش طرف چپ ابوبکر صدیق نشست و نماز را نشسته ادا کرد. قبل از این پیامبر اسلام فرموده بود: به ابوبکر امر کنید که به مردم نماز بگذارد. از حضرت عایشه روایت شده است که فرمود: من گفتم یا رسول الله! ابوبکر نازک دل و پر تاثیر است هرگاه بجای تو بیایستد مردم را شنوانده نمی تواند پس اگر عمر(رض) را امر کنی بهتر است. آن حضرت گفت: امر کنید ابوبکر را که به مردم نماز بگذارد.
38) قرابت و خویشی آن با پیامبر (ص): وی در کنار وزیر و مشیر بودن، پس از ازدواج رسول الله (ص) با عایشه صدیقه شرف خسر بودن و قرابت نزدیک با آن حضرت را نیز حاصل نمود.
39) محل نخستین بیعت مسلمانان به او: محله خراجی ها سقیفه بنی ساعره مدینه منوره.
40) اولین خطبۀ زمان خلافتش: ابوبکر (رض) بعد از حمد و ثنای خداوند (ج) فرمود: ای مردم! من ولی شما شدم در حالیکه از شما بهتر نیستم. اگر کار نیک کردم با من کمک کنید و همکاری کنید و اگر کار بدی کردم مرا تعدیل نمایید. راستگویی امانت است و دروغ خیانت! ضعیف شما نزد من قوی است، تا اینکه انشاالله حق او را به او برسانم. قوی شما نزد من ضعیف است تا که انشاالله حق او را از او بستانم. قومی که جهاد فی سبیل الله را ترک کند به یقین که خداوند (ج) ایشان را ذلیل می سازد. میان هر قوم که فحشا شایع شود به تحقیق خداوند بلای عظیمی برای شان نازل می سازد. تا زمانیکه الله و رسول الله را اطاعت کنم از من اطاعت کنید و اگر به خداوند و رسولش (ص) نا فرمانی نمایم و پس اطاعت من بر شما لازم نیست. به نماز برخیزید خداوند بر شما رحم کند.
41) فرموده حضرت علی (رض) در مورد جمع مصاحف قرآن: حضرت علی (رض) می فرماید: رحمت خداوند بر ابوبکر (رض)! او از همه مردم در جمع مصاحف اجر بزرگتر دارد و او اولین کسی است که قرآن را بین دو لوح جمع کرد.
42) سال و زمان وفات: سال سیزدهم هجری بیست و دوم جمادی الاخر مصادف با 22 آگست سال 632 میلادی وفات نمود و در جوار پیامبر (ص) دفن گردید و جنازه آن را حضرت عمر(رض) خوانده است.
43) آخرین کلماتیکه هنگام سکرات موت اززبانش خارج گردید: (رب توفنی مسلماً والحقنی بالصالحین) ((پروردگارا مرا مسلمان بمیران و به صالحین ملحق بگردان. )) {سوره یوسف آیه 101}.
44) صحبت حضرت علی (ک) پس از وفات ابوبکر صدیق: خداوند به تو رحمت کند یا ابوبکر! به خداوند(ج) قسم است که تو به اسلام آوردن اولین کس، از روی ایمان خالص ترین قوم، از روی یقین شدید ترین شان، از روی غنا بزرگترین قوم بودی. در حفاظت رسول الله از همه جدی تر در اسلام از همه برجسته تر به اهل اسلام از همه حامی تر به رسول الله در خلق و فضل و روش و طریقه نسبت به همه نزدیکتری. خداوند (ج) ترا از جانب اسلام، از جانب رسول الله و از جانب مسلمین جزای خیر دهد. رسول الله را تصدیق کردی زمانیکه همه مردم او را تکذیب کردند. با آن حضرت سخاوت کردی در زمانی که همه با او بخل ورزیدند. با وی ایستادی. هنگامیکه مردم نشستند. خداوند در کتاب خود تو را صدیق نام نهاد و گفت (والذی جا بالصدیق و صدق به اولیک هم المتقون) {الزمر، 33}. ترجمه: و کسیکه سخن راست بیاورد و کسیکه آن را تصدیق کند، آنان پرهیزگاران اند. خداوند از این آیه ای کریمه محمد و تو را اراده دارد)).
45) قول ابوبکر (رض) در مورد نماز: حکیم از ابوبکر (رض) روایت نموده که گفت: نماز امان خدا در روی زمین است.
46) قول عایشه صدیقه در مورد علم ابوبکر صدیق: از حضرت عایشه روایت است: در هر نقطه که اختلاف می نمودند، پدرم به حل و فصل آن اقدام می نمود، گفتند: رسول خدا کجا دفن شود؟ نزد هیچ کسی علمی در مورد آن نیافتیم آنگاه ابوبکر گفت از رسول خدا شنیدم که گفت: هر نبی که وفات نموده، در همان جای خوابش که در آن مرده است دفن گردیده. می فرماید در مورد میراث اش اختلاف کردند و نزد هیچ کسی درباره آن علم نیافتند آنگاه ابوبکر (رض) گفت: از رسول خدا شنیدم که می گفت: از گروه انبیا میراث برده نمی شود آنچه از خود بر جای گذاشتم صدقه است.
47) قول ابوبکر در مورد درود بر پیامبر: سلام بر پیامبر (ص) از آزاد ساختن برده ها افضل است و دوست داشتن رسول خدا از آزاد ساختن نفس ها بهتر است.
48) دعای پیامبر برای ابوبکر صدیق: (بار خدایا، خیر عمرم آخرش را بگردان و خیر عملم عمل های آخری ام را بگردان و بهترین روز هایم روزی را بگردان که با تو ملاقات می کنم). (بار خدایا برایم ایمان، یقیین، عافیت و نیت ببخش). (من از تو نعمت کامل در همه چیز ها را سوال می کنم و همچنان توفیق شکرگذاری را برایت در مقابل این نعمت ناراضی شوی و همچنان بعد از رضامندی ات از تو خیر می طلبم در همه آنچه در آن خیر است. البته با همه آسانی کارها نه با مشکلات و دشواری های آن، ای کریم)
49) مهر خلافت: سعید بن صبان زرگر نقل می کند که در انگشتر خلیفه اول چنین نوشته بود (نعم القادر الله) {3}
50) مدت خلافت ابوبکر: مدت خلافت او را دو سال و چهار ماه {4} و دو سال و هفت ماه {3} گفته اند.
51) آغاز خلافت: دوشنبه 28 صفر سال دهم هجری و بنا بر قول دیگر 12 ربیع الاول سال 11 هجری {4}
52) وفات پدرش: ابوقحافه به عمر 94 سالگی در محرم سال 14 هجری وفات یافت {3} ایشان نخستین خلیفه مسلمانان است که پدرش حالت خلافت او را دیده است.
53) احادیث بیان شده از ابوبکر صدیق (رض): حضرت ابوبکر صدیق 142 و به روایتی 124 حدیث بیان فرموده است. {3}
54) نکته: تنها کسی که خودش، پدرش، پسرش و نوه اش همه صحابه بودند ابوبکرصدیق (رض) بوده است زیرا ابوبکر و پدرش ابوقحافه و پسرش عبدالرحمن و نوه اش محمد بن عبدالرحمن رضی الله عنهم همۀ پیامبر اسلام (ص) را دیده اند و شرف صحابه بودن نصیبشان گشته است.
55) کارهای مهم در زمان خلافت: 1- جمع آوری قرآن کریم. 2- آماده کردن و تجهیز سپاه اسامه وشکست دادن سپاه روم(بیزانس). 3- جنگ با قبایل مشرک ومرتد. 4- لشکر کشی به عراق. 5-فتح شام (سوریه کنونی). 6-مبارزه با منکرین زکات. 7- اعزام سپاهی برای سرکوبی مسلمه کذاب که ادعای پیامبری کرده بود. 8- فتح عراق.
56) فتوحات: شام (سوریه)،عـــــراق، شهر حفیـــر، شهر انبار، عین التمر(ناحیه ای در عراق) دومه الجندل(شهری در شمال غربی نجد)، قسمتی از فلسطین.
57) سخنان گهربار حضرت ابوبکر صدیق (رض):
– ای بنده گان خدا! با یکدیگر قطع رابطه نکنید، نسبت به همدیگر کینه وبغض نداشته باشید، با هم برادر باشید آنچنان که الله (ج) دستور داده است.
– ای مردم از خوف خداوند(ج) گریه کنید و اگر گریه نمی آید سعی کنید بگریید.
– آگاه باشید هیچ کس مسلمانی را حقیر و ضعیف نشمارد، زیرا مسلمان ناتوان و فقیر هم در نزد الله (ج) بزرگ است.
– ای مردم بزرگی را در تقواء، توانگری را دریقین و عزت را در تواضع بیآبید.
– کسیکه حلاوت و مزه محبت الله (ج) را چشیده باشد، فرصتی برای طلب دنیا ندارد و از دنیا گریزان می شود.
– ای مردم شما کلام الهی را باور کنید، از آن پند بگیرید و برای روز تاریک آینده خود از آن بینایی حاصل کنید.
– ای مردم متوجه باشید که الله (ج) شمارا برای عبادت خود آفریده است و بر شما کراماً کاتبین « فرشته های نویسنده اعمال» مسلط فرموده است، آنچه شما انجام میدهید آن فرشته ها آنها رابه اعمالنامه هر یک از شما مینویسند.
– افراد با حسن وجمالیکه برجوانی شان افتخارمیکردند، کجا رفتند، آن دلیرمردانیکه که همیشه در میدان کارزار بر دشمنان پیروز میشدند کجا رفتند، آن شاهانی که شهرها را آباد کردند و قلعه ها راساختند کجا شدند، زمانه اینها را هلاک کرد، پس ای انسان تو متوجه حال خودباش.
58) آیه ی که به ماجرای هجرت رسول خدا(ص) و ابوبکر اشاره دارد: آیه 40 سوره توبه.
59) اتفاقی که در غار ثور برای ابوبکر رخ داد: مار پای ابوبکر را گزید، پیامبر(ص) آب دهن بر محل گزیدگی گذاشت و درد التیام یافت.
60) مدت اقامت در غار ثور: سه شبانه روز.
61) کسانیکه در ابتدای خلافت ابوبکر ادعای نبوت کردند: مسلیمه کذاب، اسود عنسی و زنی بنام سجاع.
62) مشاورین ابوبکر در زمان جنگ: حضرت عمر، حضرت عثمان، حضرت علی، عبدالرحمن بن عوف، طلحه بن عبیدالله، سعد بن وقاص، ابو عبیده جراح و جمعی از ماهجرین و انصار.
63) حضرت ابوبکر از جمله عشره مبشره میباشد.
64) نمونه ی از سخاوت ابوبکر صدیق: حضرت عمر میفرماید: پیامبر به ما فرمود: چیزی صدقه کنید. نزد من مالی بود با خودم گفتم: امروز از ابوبکر سبقت میگیرم، نصف مالم را آورم. رسول خدا(ص) به من فرمود:( برای عیالت چه گذاشتی؟) گفتم دصف دیگر آنرا. ابوبکر همه مالش را آورده بوده. پیامبر(ص) از او پرسید:( برای عیالت چه گذاشتی؟) فرمود: خدا و رسولش را.
65) از دعا های ابوبکر صدیق:( اللهم اجعل خیر عمری آخره، و خیر علمی خواتمه و خیر ایامی یوم القاک).
66) کسانانیکه از ابوبکر صدیق روایت کرده اند: حضرت عمر، حضرت علی، ابن عوف، حذیفه، ابن عمر، ابن عباس، زید بن ارقم و…
67) امیر مکه در زمان خلافت ابوبکر صدیق: عتاب بن سید(رض).
68) امیر طایف در زمان خلافت ابوبکر صدیق: عثمان بن ابی العاص.
69) ولایت های دوران ابوبکر صدیق: مدینه پایتخت خلافت اسلامی، مکه، طایف، صنعاء، حضرموت، زبید، خولان، الجند، نجران، جرش، عمران، عمان و یمامه.
70) تعدادی از اشعار سروده شده در وصف ابوبکر صدیق:
– بیدل دهلوی:
ابوبکر شد سر خوش جام صدق شراب وفا یافت در کام صدق
کدورت برون رفت ز آب و گلش صفا یافت جام کمال از دلش

– عبید زاکانی:
خوش وقت آن که عاشق صدیق اکبرست در راه دین موافق صدیق اکبرست
چون آفتاب روشن و چون صبح صادق است هر کو محب صادق صدیق اکبرست
در معرضی که دم ز صفا و وفا زنند آن کیست کو مطابق صدیق اکبرست
بگذار جمله در ره صدق و قبول دین بنما کسی که سایق صدیق اکبرست
انصاف آن که خاطر شوریده قاصر است از مدحتی که لایق صدیق اکبرست

– عبدالقادر مراغی:
بود صدیق تقی نزد محمد مقبول کرده احکام خدا را از سر صدق قبول

– سیف فرغانی:
ای پسر، از مردم زمانه حذر گیر
بگذر ازاین کوی و خانه جای دگر گیر
صدق ابوبکر را علم کن و با خود
تیغ، علی وار زن، جهان چو عمر گیر

– عبدالرحمن جامی:
وز میان همه نبود حقیق به خلافت کسی به از صدیق

– سعدی شیرازی:
تریاق در دهان رسول آفریده حق
صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا
ای یار غار سید و صدیق نامور
مجموعه فضایل و گنجینه صفا
مردان قدم به صحبت یاران نهاده اند
لیکن نه همچنانکه تو در کام اژدها
یار آن بود که مال و تن و جان فدا کند
تا در سبیل دوست به پایان برد وفا

– اقبال لاهوری:
من شبی صدیق را دیدم به خواب
گل به راه او دیدم به خواب
آن امن الناس بر مولای ما
آن کلیم طلعت سینای ما
همت او کشت ملت را چو ابر
سامی اسلام و غارو بدر و قبر

– مولوی:
هرکه خواهد کوببیند بر زمین
مرده‌ای را می‌رود ظاهر چنین
مر «ابوبکر تقی» را، گوببین
شد ز صدیقی امیرالمؤمنین

– شیخ فریدالدین عطار نیشابوری:
خواجه اول که اول یار اوست
ثانی اثْنَینِ إذْهَما فی الغارِ اوست
صدر دین صدیق اکبر قطب حق
در همه چیز از همه بُرده سَبَق
هرچه حق از بارگاه کبریا
ریخت در صدر شریف مصطفی
آن همه در سینه صدیق ریخت
لاجرم تا بود از و تحقیق ریخت
چون تو کردی ثانی اثنینش قبول
ثانی اثنین او بود بعد از رسول
71) ابوبکرصدیق و فنحاص(عالم و راهب یهودی):
در سرداب، افعی های خطرناک یهودیان جمع شده و مشغول توطیه وبرنامه ریزی بودند و از خدا(ج) و رسولش(ص) با زبان های برنده تر از شمشیر سخن به زبان می آورند. ناگهان ابوبکر صدیق وارد این جمع مکار و حیله گر شد، آنهارا دید که دور مردی بنام(فنحاص) گرد آمده اند. ابوبکر به فنحاص گفت: وای بر تو، از خدا بترس، ایمان بیاوربخدا، به راستی تو میدانی که محمد(ص) پیامبر خدا است و به حق از جانب او نزد شما مبعوث شده و نام او در کتاب تورات و انجیل موجود است.
فنحاص با تندی گفت: ما به خدا محتاج نیستیم او به ما محتاج است، چنان که او از ما میخواهد ما از او نمیخواهیم، ما از او بی نیازهستیم، اما او محتاج ماست، اگر او محتاج ما نبود از ما قرض طلب نمیکرد، آنچه که پیامبر شما میگوید شما را از ربا(سود) خواری منع کرد و به ما داد، اگر محتاج ما نبود به ما ربا خواری را اجازه نمی داد.
ابوبکر صدیق خشمگین شد، بسوب فنحاص یورش برد و سیلی محکمی به گوش او نواخت و فرمود: بخدا قسم اگر بین ما و شما پیمان نبود گردنت را میزدم.
فنحاص با حالت گریان نزد رسول خدا(ص) رفت و گفت: ای محمد بنگر دوست تو به ما چه کرد.
پیامبر به بوبکر فرمود:( چرا این کار را کردی؟)
ابوبکر فرمود: این دشمن خدا حرف بزرگی در اهانت به خدا گفت، که خدا حقیر و آنان غنی هستند من نیز خشم گرفتم و به صورت او زدم.
فنحاص با فریاد گفت: ای محمد! ابوبکر دروغ میگوید ما حرفی نزدیم، خداوند در رد سخنان فنحاص و حقانیت سخن این آیه را نازل کرد:( لقد سمع الله قول الذین قالوا ان الله فقیر و نحن اغنیاء سنکتب ما قالوا و قتلهم الانبیاء بغیر حق و نقول ذوقوا عذاب الحریق){ سوره آل عمران آیه 181} ترجمه:( خداوند، سخن آنها را که گفتند:” خدا فقیر است، و ما بی نیازیم”، شنید. بزودی آنچه را گفتند، خواهیم نوشت؛ و(همچنین) به ناحق کشتن پیامبران را می نویسیم و به آنها میگوییم بچشید عذاب سوزان را در در برابر کارهایتان).

Comments are closed.