وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز | Oqab News
وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

سرزمین های اشغالی پادشاه ندارند!!!

143

چیزی به پایان صد روز نخست حکومت وحدت ملی باقی نمانده است؛ صد روزی که تحمل فجایع بی شمار و تعدد حوادث مرگبار، باشندگان این مرزبوم را به مرگ راضی کرده است.
صد روزی که جز، صحه گذاشتن برسند اشغال بی قید و شرط کشور به نام پیمان امنیتی، دستاوردی به ارمغان نیاورده است. معاهده ی که برای طرف هیچ تعهدی را تحمیل نمی کند، جز پرداخت مبلغ دلاری برای توجیه دریافت نان و نمک بی ننگی، و تنبل و کسل کردن حاکمان از پرداختن به کشف و استخراج منابع که مقصد و منظور جهانگشایان را به این سرزمین، تا امروز تشکیل داده اند. صد روزی که رهبران حکومت با دروغ های شاخدار رکورد شکنی کردند و با ریاکاری های دوام دار، حرکات به یاد ماندنی به یادگار گذاشتند!
بازی سیاست چیزی جز مرگ برای گفتن ندارد و گوش ملت چیزی جز شعار بیهوده، برای شنفتن! یخ های امید مردم آب می شوند و در های روزگار مردم با مشت گرسنگی دق الباب می خورند.
من به جهت حب و بغض کسی نمی نویسم، انسان بودنم ایجاب می کند تا دربرابر گروگان گیری سیاسی افراد، با زبان قلم پاسخ دهم که دقیقن حالا بیشتر از هر زمان دیگری مردم ما گروگان گرسنه گان قدرت و شهرت به نام سیاستمداران طراز اول مملکت شده اند و هیچ چیزی جز شهوت قدرت، باطری فکر شان را شارژ نمی کند. چنانکه گویی، همیشه گرسنه اند و در پی طعمه ی برای سیرابی عطش چشمان حریص شان، و فرقی نمی کند که این، به فروش ملک انجامد و یا به خاک و خون نشستن خلق، به قول سعدی که: گرگ درنده چو گوشت یافت نه پرسد / کین شتر صالح است یا خر دجال. و از جهتی هم عادت کرده ام که همیشه به قله نگاه کنم یعنی پیش پای بین نیستم. به قول “سروش”، پختگی و پویایی هر مکتبی به پختگی و پویایی روان شناسی صاحبان آن مکتب ارتباط می گیرد و عکس مساله هم همین طور. اصلاحات باید از سرچشمه نشات کند نه از دامنه، چون دامنه ها از سرچشمه نشات می کنند، مشکل ما همیشه و حتی امروز این بوده که از راس فاسد شده ایم!
به این اساس جایی برای عرض حکایت و ارایه ی شکایت وجود ندارد زیرا مردمان دروغگو و ریا کار در هر سطح که باشند قابل اعتماد نیستند، مشت دزد و رهزن لباس مفتی و محتسب به تن کرده اند و عده یی بی دین، درس اخلاق می دهند. در قاموس سیاسی برای جامعه ی که از شاه تا گدا احساس مسوولیت نمی کنند، تعریفی جز سر زمین اشغالی داده نمی توانیم، در چنین جوامعی اشخاص به نام مناصب شان فخر می فروشند و هیچگاه از مقام به معنای واقعی کلمه، با استقلال عمل به خدمت خلق نمی کوشند، چون هیچ منصب و اقتدار به معنای واقعی کلمه وجود ندارد!
هرچند فریاد های مظلومیت وارثان وقایع خونین به طور مداوم، هم سان هر یک شما آبم می کند، اما در چنین سرزمینی به نظرم لب به شکایت گشودن را خطا می دانم چون:
سرزمین های اشغالی پادشاه ندارند !!!

برنا صالحی

Comments are closed.