وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

پارلمـــان افغــانســتان، تصـــویر کوچـــک شــده افغــانســـتان است

158

قوه مقننه، پارلمان یا دستگاه قانونگذاری در میان قوای دولت از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به طوریکه برخی از اندیشمندان و فلاسفه سیاسی نامدار، قوه مقننه را برترین قوه دولت و مظهر حاکمیت مردم دانسته اند. به باور جان لاک فیلسوف مشهور بریتانیایی که در قرن هفدهم میلادی می زیست، قوه مقننه برترین و مهمترین قوه دولت است. آقای لاک باورمند به اصل تفکیک نسبی وعمودی قوا بوده است و بر این باور بوده که باید مهمترین نقش و مسئولیت رهبری کشور به پارلمان واگذار شود و قدرت پارلمان نسبت به دیگر قوای دولت بیشتر و افزون تر باشد.

همچنین ژان ژاک روسو، فیلسوف شهیر فرانسوی هم که در قرن روشنگری یعنی قرن هیجدهم میلادی می زیست، بر این باور بوده که حاکمیت حق مردم است، پارلمان مظهر و تمثیل گر اراده مردم می باشد و به همین دلیل افضل ترین قوه دولت یا حکومت است. آقای روسو نیز باورمند به اصل تفکیک نسبی قوا است، و تفکیک مطلق و عمودی قوای را قبول ندارد و می گوید پارلمان باید در رأس همه ی امور باشد و قوه مجریه و قضاییه تابع اراده قوه مقننه باشد. روسو به این دلیل پارلمان را برترین قوه می داند که به باور او حاکمیت در جامعه که حق مردم است از طریق مردم به پارلمان که اعضای آن را نمایندگان مردم تشکیل می دهند انتقال می گردد، و از طریق پارلمان حاکمیت به دیگر قوای دولت انتقال و تسری می یابد.

به هر صورت؛ چه قوه مقننه را برترین قوه بدانیم و چه یکی از قوای مهم بدانیم، آنچه که مبرهن است این است که پارلمان قلب تپنده دموکراسی است. از آنجاییکه دموکراسی حکومت مردم بر مردم و برای مردم است، نهادهای مردمی در دموکراسی بسیار با اهمیت هستند. پارلمان نهادی است که به نماینده گی از مردم در همه عرصه های حیاتی کشوری حضور دارد و دموکراسی را ریشه دار، پایدار و نهادینه می سازد.

اگر از منظر جامعه شناسی سیاسی به نهاد پارلمان نظر اندازیم، هر ملت و کشور سزاوار همان پارلمانی است که آن را دارد. به معنی دیگر، پارلمان هر ملت تصویر کوچک شده آن ملت، چکیده و عصاره آن ملت است.

همانطوری که ارسطو دانشمند مشهور یونان باستان و پدر علم سیاست کلاسیک می گوید: «شهروند خوب دولت خوب و شهروند بد دولت بد می سازد»، یک ملت قوی هم پارلمان قوی و یک ملت نه چندان قوی و بیدار هم، پارلمان ضعیف و بیمار می سازد. اگر بریتانیا، قدیمی ترین پارلمان جهان را دارد، و پارلمان این کشور «مادر پارلمان های جهان» به حساب می آید، ناشی از وضعیت و شرایط خاص جامعه و مردم این کشور است. و همچنین اگر ایالات متحده امریکا، پارلمان قوی و تأثیرگذار، متشکل از حقوقدانان، سیاستمداران و اقتصاددانان قوی دارد، این هم ناشی از وضعیت و شرایط خاص این کشور است. در ایالات متحده به پارلمان کنگره یا کانگرس می گویند و این نهاد تأثیرگذار چهار سال قبل از حصول استقلال این کشور ایجاد شد. کنگره امریکا پیشینه ای بیشتر از استقلال این کشور دارد و نقش اصلی و مرکزی را در حصول استقلال این کشور از روبای پیر، یعنی استعمار انگلیس داشته است. به علاوه این، کنگره در ایالات متحده امریکا نقش اصلی و اساسی در تحقق دموکراسی و پیشرفت های این کشور در عرصه های مختلف داشته است.

این مقوله که پارلمان هر ملت؛ تصویر کوچک شده آن ملت است، در خصوص پارلمان(مجلس نماینده گان و مجلس سنا) یا شورای ملی افغانستان هم صدق می کند. پارلمان فعلی افغانستان تصویر کوچک شده افغانستان است و از اوضاع و شرایط کلان کشور بشدت تآثیر پذیرفته و تأثیرپذیر می باشد. بسیاری از مشکلاتی که در جامعه افغانستان وجود دارد، عین مشکل یا مثل مشکل و یا هم به نحوی مشکلاتی ناشی از آنها در پارلمان افغانستان نیز وجود دارد. اکنون این موضوع را با ذکر دو مثال بیشتر مورد بررسی و غوررسی قرار می دهیم. بحران قومگرایی، یکی از خطرناکترین بحران ها و معضلات در جامعه ما است که این بحران به یقین دیواره و سدی در برابر تدین و تمدن در کشور عقب مانده و یا هم عقب نگهداشته شده ما افغانستان می باشد.

به باور نگارنده این سطور، این پدیده زشت و مذموم، اصلی ترین عامل عقب مانده گی افغانستان می باشد. متأسفانه پدیده بدوی قومگرایی در داخل پارلمان افغانستان، هم در مجلس نماینده گان و هم در مجلس سنا رسوخ کرده است و عامل تعیین کننده ی رفتار، گفتار و تصامیم بسیاری از اعضای شورای ملی کشور می باشد. تفکرات، بیانات و رفتارهای قبیله سالارانه و قومگرایانه بیشتر نماینده گان مجلسیین، امروزه در جامعه افغانستان از برکت رسانه ها و آزادی بیان چنان عیان است که نیازی به هیچ مثالی باقی نمی گذارد. با آن هم خوب است یک مثال در این جا از میان مثال های بیشمار آورده شود. مردم افغانستان و ناظران خارجی خوب به یاد دارند که مجلس نماینده گان فعلی کشور در آغازین هفته کاری خود بر سر انتخاب رییس به چه وضعیتی رسیده بود! همین عامل قومگرایی بود که در همان آغاز، مجلس نماینده گان را زمینگیر کرد و به بن بست کشانید. بیشتر نماینده گان در انتخابات تعیین رییس این مجلس نقش منفی داشتند، زیرا می خواستند از قوم و قبیله و یا حتی ولایت خودشان رییس این مجلس باشد و برای آنان لیاقت، ظرفیت، مدیریت و علمیت نامزدان سمت ریاست این مجلس مهم نبود و فقط تعلقات قومی معیار انتخاب آنان بود. همین قومگرایی موجب شد تا الحاج عبدالروف ابراهیمی رییس فعلی مجلس نماینده گان فقط به خاطر ازبک بودنش به این سمت گماشته شود.

یکی دیگر از مشکلات و معضلات بزرگ در جامعه افغانستان، احساس بی مسئولیتی در قبال وظیفه و مسئولیت ناپذیری اجتماعی است. بی مسئولیتی و عدم احساس انجام وظیفه متأسفانه در میان بیشتر مردم ما و دولتمردان ما وجود دارد. مسئولیت ناپذیری در قبال وظیفه، اجتماع و میهن، معضل تباه کنی است که منشاء بسیاری از معضلات دیگر در جامعه افغانستان می باشد. اینکه به وقت و به زمان معیین در محل کار خود حضور نداشته باشیم، اینکه بدون توجه به صلاحیت قانونی و منافع ملی هر چه خواسته باشیم انجام دهیم و هر چه را بخواهیم بگوییم و… از نشانه های مسئولیت گریزی می باشد. معضل مسئولیت گریزی و عدم احساس مسئولیت با تأسف زیاد به وضوح در پارلمان کشور مشاهده می شود. اینکه بسیاری از نماینده گان بدون دلایل موجه و برخلاف اصول وظایف داخلی مجلس نماینده گان و مجلس سنا و قوانین نافذه کشور در جلسات عمومی و جلسات کمیسیون ها حضور نمی یابند و به کارهای شخصی می پردازند، اینکه بسیاری از نماینده گان برخلاف اصول وظایف داخلی مجلسین و بدون اجازه هیأت اداری با هم دیگر صحبت می کنند، اینکه برخی از نماینده گان بدون توجه به مسئولیت خود و قوانین و واقعیت های کشور هر چه دلشان می خواهد در جلسات عمومی شورای ملی و در رسانه های جمعی می گویند و… همه و همه نشانه های بی مسئولیتی و مسئولیت گریزی بسیاری از اعضای مجلس سنا و مجلس نماینده گان افغانستان می باشد.

مواردی که در اینجا در خصوص پارلمان افغانستان مطرح شد می تواند مصداقی باشد به این مقوله که پارلمان کنونی افغانستان، خلاصه و عصاره افغانستان و تصویر کوچک شده این کشور است و همه ی مشکلات و بحران های که در جامعه افغانستان وجود دارد به نحوی در پارلمان این کشور هم وجود دارد. بنابراین؛ افغانستان امروز، لیاقت همین پارلمانی را دارد که در حال حاضر صاحب آن هستیم. از منظر جامعه شناسی سیاسی که پدیده های سیاسی را به کمک عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بررسی و تبیین می کند، این غیر ممکن است که افغانستان امروز پارلمانی داشته باشد که بهترین باشد و نابسامانی های کنونی در جامعه افغانستان بر آن تأثیرگذاری جدی نداشته باشد. بر بنیاد مطالعات جامعه شناسی و به ویژه جامعه شناسی سیاسی می توان گفت که معضلات کنونی در پارلمان و سایر نهادهای دولتی در جامعه ما ریشه در جامعه ما و مردم ما دارد. تا زمانی که همین آش باشد همین کاسه هم است. همان انتخابات و معیارهای اکثر مردم در هنگام انتخابات پارلمانی گذشته، همان انتظارات بیشتر مردم از نامزدان و در کل همان نگرش مردم به پارلمان، منجر به تشکیل همین پارلمان با این اوضاع و احوال گردید.
در نتیجه باید گفت که اصلاح بنیادی، فراگیر، ساختاری و پایدار پارلمان کنونی و سایر نهادهای دولتی در افغانستان زمانی ممکن است که در جامعه ما اصلاحات پدیدار شود و ایجاد اصلاحات در جامعه ما مستلزم تغییر مثبت در فرهنگ، تفکر، نگرش ها، ارزش ها، معیارها و رفتار مردم ما می باشد.

احمد ارشاد خطیبی

 

 

 

Comments are closed.