وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

مهتاب کیش

15

هر چند بی تفاوت و مغرور خویش بود
امروز خنده روی تر از روز پیش بود
با هر نگاه هر طرفش عطر می وزید
یا لطف بی کرانه گی باد بیش بود
هر چند از تبار گل زرد قد کشید
بسیار صاف و ساده مهتاب کیش بود
حتاّ نگاه کردن خود را دریغ کرد
وقتی که دل به خاطر او ریش ریش بود
همواره در برابر من بی علاقه بود
در بند رسم و عنعنه و قوم و خویش بود
***
باد آمد و تمام مرا تکه تکه کرد
آن شب که پیش پنجره زلفش پریش بود

عنایت “شهیر”

Comments are closed.