وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز | Oqab News
وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

من و دو رییس جمهور (تبسم و تجسم) طنز انتخاباتی

134

همین دیشب بود که من و یک خواب آشفته همبستر شده بودیم. البته آنقدر هم آشفته نبود، من بودم و دو ریس جمهور به کرسی نرسیده که هر دو مرا همدرد خوانده بودند و از مشکلات شان برایم تعریف می کردند تا راه حلی برای شان دریابم و آنها را از این تنگنای سیاسی نجات بخشم. یکی راست و یک چپ و من در وسط هر دو، با وقار نشسته و به داد شان می رسیدم، مانده بودم از که و از کجا شروع کنم؟ بعد از تأملی دلم به حال “تبسم” سوخت که ظاهراً درد شکست تلخ سرا پایش را در هم می فشرد و اجازه دادم عرضش را به حضورم برساند.

صاحب، این ها در حق من ستم کرده اند، رای ملت و هواداران مرا دزدیده و بنام خود ثبتیده اند..!

خوب، از من چه خدمتی ساخته است جناب تبسم؟

صاحب، برای این ها بگویید با حال خوش رای های مرا باز گردانند.

جناب “تجسم”، چرا رای مردم را می دزدی؟

صاحب، من ندزدیدم، قانون انتخابات همین است که در نتیجه فقط یک نفر برنده می شود نه دو نفر، حالا که من بلند ترین رای را از سوی مردم دریافته ام تبسم لالایم بهانه می آورد تا پروسه را بر هم بزند یا شاید کشور را.

جناب تبسم، ایشان هم حرف بدی نمی گوید. شما با چه اسنادی این حرف ها را به من گفتید؟

صاحب، اینها تقلب کرده اند و من اسناد تصویری و صوتی دارم که امرخیل و افراد جناب ایشان معامله کرده صندوق ها را خریده اند.

جناب تجسم، راست می گوید این شایعه را من نیز شنیدم، چرا شما تقلب کردید؟

صاحب، اولاً نه من نه تیم انتخاباتی ام تقلب کرده اند، اگر تقلبی هم صورت گرفته باشد از طرف کمیسیون و مردم که به شدت هواخواه من و حکومت من است انجام شده. گناه من چیست؟ از طرفی دست جناب ایشان هم باز بود می توانست تقلب کند و هم می توانست از تقلب جلوگیری کند، حال که نکرده گناه من چیست؟

جناب تبسم، ایشان هم حرف بدی نمی گوید. ناظرین و نماینده های شما در زمان تقلب کجا بودند؟ اینجا که یک بام و دو هوا است، حد اقل تقلب نتوانستید از تقلب که می توانستید جلوگیری کنید. کدام پشک به رضای خدا موش می گیرد که کمیسیون به رضای شما تقلب نکند؟

صاحب، من روی خریطه های رای خود حساب کرده بودم و عاقبت را اینگونه تصور نمی کردم.

خریطه های رای؟ جناب تبسم خریطه های رای کدام ها اند؟

صاحب، همین گل پیکی و شیرین گل را می گویم. من به برکت رای این ها اعتقاد دارم اما بازی این حریف نامرد خود را پیش بینی نکرده بودم.

جناب تبسم، چرا شما هم در اول خریطه های خوب را برایتان پیدا نکردید تا امروز با این همه تهمت یا هم حقیقت ها گرفتار و روبرو نمی شدید.

صاحب، من فکرش را کرده بودم اما پیر سیاست ما جناب ریس کله کیپسران برایم اطمنان داد که تشویش نکنم و کار ها را خودش تنظیم می کند. و مسأله دیگر اینکه جناب تبسم که پاچه بر زده است چرا همان وقت فکر اینجای قضیه را نکرده بود، در شأن یک سیاستمدار نیست که بدون تحلیل درست اوضاع قدم بردارد و حالا هم که بازی را باخته است فرقی نمی کند من جایش را در کابینه ام محفوظ نگه می دارم هر چند برایم آبرو نگذاشت.

جناب تبسم، اگر کاری از دست من ساخته است بگو ورنه مجبور با همین گزینه توافق کنی از نظر من.

صاحب، برای من که فرقی نمی کند ولی این همه داد و فریادی که زدم چه شود؟ و مهمتر از آن کشور “درشتان” را چه کار کنم، این بار مرا حلق آویز خواهد کرد…

درشتان چرا جناب تبسم؟ مگر کشور درشتان به تو رای داد؟

صاحب، این همه پول و خرج و مصرف و پایین و بالا گشتن که از جیب من نبود، به عهده جناب رییس کشور درشتان بود و تأکید کرده بود که این بار باید ریس جمهور شوم ورنه اینقدر پول های را که تا هنوز برای من خرچه کرده اند دو برابر پس خواهند گرفت.

جناب تبسم، با این حرفت مرا سخت آزردی. کاش نام کشور درشتان را به زبان نمی آوردی من خودم از طریق تفنگ یا مردم خلاصه از هر راه ممکن تو را بخاطر همین سر و صدا هایت به کرسی می نشاندم اما حالا دستت را تا آرنج بشور از این خواب و خیالات برو برای پرداخت پول های کشور درشتان آمادگی بگیر، از من و تو خداحافظ.

خوب جناب تجسم، نگفتی این پیر سیاست شما به چه دلیل شما را اطمینان داده بود؟

صاحب، هر چه نباشد قوم ما تا هنوز هواخواه همدیگر هستند حالا فرقی نمی کند تجسمی باشیم یا کله کیپسران یا … ما از قدیم ضرب المثل داریم که دست پر باشه پر زنبور باشه، حال هم قدرت از ما باشد فرق نمی کند به دست کدام مان می چرخد.

جناب تجسم، آفرین به این طرز فکر شما در واقع تا هنوز هم که افغانستان به قله های پیشرفت و مدنیت رسیده است از برکت همان (کله کیپسر) های شما بود..!!

ولی صاحب، من هم یک گِله دارم، لطف کنید مرا در این امر یاری رسانید.

سرا پا گوشم جناب تجسم، میخواهم بعد از اینکه به کرسی نشستم برخلاف خواست پیر سیاست با برادران و هم دیاران لاشخواران جهانی خود دست دوستی دوباره بدهم به نظر شما به صلاح کشور نیست؟ ریس کله کیپسران هم به واسطه آمریکا آمد و بعد به نفع انگلیس به آمریکا پشت کرد ولی من میخواهم این اشتباه تاریخی وی را جبران کنم.

جناب تجسم، افسوس با این تفکر خامت. حتا از قهر و غضبم بر تبسم هم عبرت نگرفتی که من از آدم های مزدور خوشم نمی آید. تو هم ارزش کرسی و ارگ را نداری. مجبور خودم تا چند سالی که شود آدم درست و حسابی پیدا کرد بر اریکه قدرت تکیه بزنم و افغانستان را از عدالت لبریز کنم.

سال های سال حکمران این کشور مظلوم بودم که سراسر وجودش پر از درد و داغ های بود که آدم های مثل این دو و کناریانش سبب آن بودند، قانونی را تصویب کردم که بعد از این هیچ یک از افرادی که بیگانه پرست باشد حق کاندیدا شدن در هیچ مقام بلند دولتی را ندارد و تا من زنده بودم هیچ کسی به این حق نرسید…

غلام رضا پژواک

 

Comments are closed.