وب سایت خبر گزاری عقاب نیوز

نا امیدی و ضعف بشر/ نیلوفر سعادتی

122

در مورد افسردگی و بی برنامگی چقدر می دانید؟ چیزی که این روز ها با آن بیشتر رو به رو می شوم، آدم های نا امید و خسته است. جالب است که از بین کسانی که می بینم و می شناسم بیشتر شان افسرده استند. افسردگی به همان مفهومی که روان شناسان می گویند؛ آدم های نا امید، بی انگیزه و منزوی. حالا اگر تمام دلایل برأی أفراد را در این کشوری افسرده موشگافی کنیم،. از تار موهایم هم زیاد استند.
بدون شک من هم ممکن است علایم افسردگی داشته باشم و همین طور شما که این را می خوانید، حتما در ذهن تان در حال مرور هستید. حالا فکر کردن در مورد این همه افسردگی واقعا وحشت ناک است. افسردگی و نا امیدی باعث می شود به برنامه های مان رسیدگی نتوانیم، هدف گزاری نتوانیم و حتی از زندگی کردن در اینجا و از آینده هم به شدت نگران باشیم که این نیز وحشت ناک است. وحشت ناک به همان مفهوم هیچ وقت روز خوب را ندیدن. با وجودی که شاید خیلی سخت کار کنیم و خود مان را به آدم های شاد و با انگیزه جلوه بدهیم، ته دل مان می لرزد و خود واقعی مان را نمایان می کند. ترس من از روزی است که همین نیم ذره امیدی که دارم از بین برود و گم شؤم میان انباری از ناامیدی ها.
هرچند شاید برأی ما افغانستانی ها خیلی عادی باشد ولی اوضاع آن قدر آشوب است که باید خیلی قوی باشی تا بگویی همه چیز خوب است. همه چیز برأی آن های خوب است که پس مانده شام و صبحانه شان غذای چند وقت أفراد عادی می شود. در مورد آن های که حتی یک وقت غذا نمی خورند که حرف زدن مشکل و تحلیل آن مشکل تَر است. جهانی که در حال پیشرفت است ما در حال افسرده شدنیم و تنها دغدغه مان نجات یافتن از حمله ها و تنها دل خوشی مان سالم برگشتن به خانه.
گاهی آن قدر در مورد این موضوع فکر می کنم که سرم به درد می آید، وحشت ناک نیست؟
خسته از جنگیم و نا امید از آینده وحشت ناک نیست؟
افسردگی و تنهایی و نگرانی و مضطرب بودن از مشکلاتی است که هرروز با آن مواجهیم. کشوری که ته دل مان هیچ وقت قرص نیست. مرگ و مردن و خون و زخمی و دود و باروت سرخط اخبار ماست. وحشت ناک نیست؟ گاهی تعجب می کنم از زنده ماندنم. در مجلسی کلانی اگر باشید و از صدنفر حال شان را و حرف دل شان را بپرسید ٩۵ نَفَر شان می گویند؛ حال مان خوب نیست و می خواهیم، آرامش برقرار شود. تک تک مان می خواهیم همه چیز أمن و امان باشد.
آرزوی دختر بچه ی شش ساله را پرسیدم گفت دعا می کنم پدر مادرم زنده بمانند. حرفش یک جمله هم نبود ولی سطرها مفهوم را می رساند. آرزوی منی بیست سه ساله هم دقیقا همین است اما با کمی جا به جایی کلمات، آرزو می کنم دیگر کشور مان را افسرده ترین نگویند و طفل های مان برأی زندگی امیدهای بیشتری داشته باشند.
نیلوفر سعادتی

Comments are closed.