خبر های مهم
خانه / دانشگاه، فرهنگ و جوانان / حیثیت قلم/ محمد یاسین فلاح استاد دانشکده شرعیات دانشگاه بلخ

حیثیت قلم/ محمد یاسین فلاح استاد دانشکده شرعیات دانشگاه بلخ

قلم یکی از مقدس ترین ابزاری است که خداوند متعال آفرید و نجابت آنرا همسان انسان قرار داد و به آن سوگند یاد کرد: ن والقلم و مایسطرون. بر دانایان پوشیده نیست سوگند های قرآن بر پدیده های محسوس، نشان از اهمیت و عظمت آن دارد، خداوند قلم را برای بیان خطوط و حدود حق و عدالت آفرید تا آدمی آنچه را آموخته و می آموزد بواسطه قلم، قلمرو کرامت آدمی را تبیین کند و انسانیت را جهت نیل به کمال مدد رساند و رسالت علم را که ادای تکلیف در برابر نوع است انجام دهد، به تعبیر دیگر؛ این قلم است که چهره حکومت، جامعه و فرهنگ وحتی طبیعت را تغییر میدهد.دانشمندان در گذشته ها حیثیت قلم را همین گونه می شناختند، و آنرا برای عمران انسان و جامعه استفاده میکردند که فرآیند آن با ویژگی های؛ مهربانی، ایثار، احسان، عطوفت، خدمت، حرمت متقابل و از بین بردن فاصله ها میان حاکم و رعیت، آمر و مامور، رییس و مرئوس تجلی می یافت، از همین لحاظ از مصلحین و خادمین جامعه تا امروز به نیکنامی یاد میشود و به آنها همه رحمت و درود میفرستند، چون حیثیت و استقلال قلم محفوظ بود ودر خدمت زر و زور و تزویر قرار نمیگرفت، نوکر وبرده ای ارباب سیاست و اقتصاد نبود تا ناگزیر گردد به حیله، مکر، فریب، کذب که نتیجه ی جزءخیانت، جنایت وظلم ندارد، متوسل شود.
اما قلم در جهان مدرن، از رسالت حقیقی خویش دست کشیده و به راه غیر راه خود افتاده، به جای اینکه از حق، عدالت، کرامت، حرمت، عزت،جان و مال و سایر مولفه های اصیل انسانی دفاع کند، به دفاع از ناحق، باطل و غارت و ظلم به مال و جان، مسخ تاریخ و فرهنگ و تمدن ملل پرداخته و همه رسالتش، خدمتش، برای توجیه ظلمها و خیانت هاو جنایت ها و نوکر مآبی هاو معاملات پیدا و پنهان انجامیده است. این همه معلول افتادن قلم بدست غیر اهلش است، این آدمی است که آنرا برای مقاصد خویش بکار میگیرد. همین است که حیثیت قلم بالاتر از حیثیت شمشیر است با این فرق که شمشیر فورا میکشد و خون جاری می سازد، اما قلم نمی کشد وخون جاری نمی سازد، زیرا ذبح روح فاقد خون است، بنابرین ذبح قلم؛ ذبح مدنیت است، ذبح انسانیت است، ذبح روح جامعه و فرهنگ و هویت است که معدوم الدمند. لهذا قلم و شمشیر یک حیثیت دارد، شبیه پدری که به دو فرزندش دو شمشیر میدهد، یکی از آن به راه عدالت و حق مبارزه میکند دیگری راه مردم را میگیرد و قطع طریق میکند. قلم نیز همین گونه است یکی از آن استفاده برای رسیدن به قدرت و ثروت میکند، دیگری در راه خدمت بشر گام بر میدارد.
خدا رحمت کند امام غزالی را که دو اثری به عناوین المضنون به علی اهله و المضنون به علی غیر اهله به رشته تحریر درآورد که شبیه این انگیزه هاست.
دکتر شریعتی میگفت: فساد ناشی از بد گفتن هانیست، بلکه از بد عمل کردن هاست. بنابرین این قلم است که اگر به اهلش سپرده شود و در مسیر طبیعی اش سوق داده شود، انسانیت تکریم و احترام می یابد، اگر به غیر اهلش رسد، کرامت انسانی پامال میگردد.

درباره‌ی admin110

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*