خبر های مهم
خانه / معارف اسلامی / بررسی نظریه اصالت صلح و نظریه اصالت جنگ در قرآن کریم ازدیدگاه فقهای اهل سنت و امامیه/ حکمت الله «حکمت»* ومحمد عمر مبارز

بررسی نظریه اصالت صلح و نظریه اصالت جنگ در قرآن کریم ازدیدگاه فقهای اهل سنت و امامیه/ حکمت الله «حکمت»* ومحمد عمر مبارز

بررسی نظریه اصالت صلح و نظریه اصالت جنگ در قرآن کریم ازدیدگاه فقهای اهل سنت و امامیه

چکیده:
مهمترین هدف شریعت اسلام، حفظ صلح و امنیت در سطح بین الملل است، قرن ها قبل از تشکیل سازمان ملل متحد اندیشمندان اسلامی نظریه های متفاوتی، راجع به صلح و جنگ ارائه داده اند.

از مطالعه نظریه های اصالت صلح ونظریه اصالت جنگ این پرسش مطرح می شود که این نظریات بر اساس چه مبانی تبیین شده است؟

نظریه اصالت جنگ، صلح را امری ساختگی وفرعی دانسته و این دیدگاه بانگاه بدبینانه خود، همواره به سیاست های تعرض وسلطه جویی دامن زده است، در حالی که در نظریه اصالت صلح، توجه شریعت اسلامی به صلح و عدالت که مبنایِ پایدارِ احترام به حقوق بشر و حاکمیت زندگی مسالمت آمیز است گفتمان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بوجود آورده و در پی جستجوی صلح در سطح بین المللی وصلح پیشاجنگ وپساجنگ است.

این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و به‌صورت کتابخانه‌ی- اسنادی مبانی نظریه اصالت صلح وجنگ را از دیدگاه اندیشمندان مذاهب اسلامی کاویده است.

هدف علمی این تحقیق باز تاب دو نظریه مشهور اصالت صلح وجنگ وترجیح نظریه اصالت صلح در روابط بین المللی می باشد وهدف آرمانی آن، مشارکت در تحقق عدالت وصلح جهانی است.

کلیدواژه ها: اصالت صلح، اصالت جنگ، غیر مسلمانان، فقها،

1.مقدمه

الف- بیان مسئله:

از آنجائیکه بشر در نیازمندی بایکدیگر آفریده شده است منعزل وبدون ارتباط اجتماعی نمی تواند زندگی سعادتمندانه ی داشته باشد وهیچ عقل سلیم اصل روابط باسایر ملت ها را انکار نمی کند، حتی استقلال با آنکه ارزشمند است در پرتوی ارتباط معنی پیدا می کند این اصل اجتماعی در دین مقدس اسلام که داعیه جهان شمولی ودعوت جهانی دارد، لازمه اش آن است که با رعایت شرایط هر عصر، با همه نژاد ها، گروه ها وملت ها در سطح بین المللی ارتباط ایجاد کند وبا تمام افکار واندیشه از طریق گفت وگو دعوت اسلامی گسترش داده شود وازسویی دیگر آیات وروایات فراوانی بر عنصر جهاد وفضیلت آن وارده شده است، تعدادی از فقهای اسلامی با تمسک به آن آیات ورایات محدودیت های جغرافیایی ومرزبندی های برشمرده اند، پرسشی که در این زمینه مطرح می شود این است که آیا اصل بر نظریه اصالت صلح است ویا برنظریه جنگ؟

ب- اهمیت وضرورت:

اهمیت هر تحقیق وپژوهش براساس موضوع آن است ونقش صلح وزندگی مسالمت آمیز برهیچ کس پوشیده نیست، ملت ها زمانی به شگوه وتعالی می رسند که با یکدیگر ارتباط وتعامل داشته باشند،شریعت اسلامی با اصل صلح تأکیدات زیادی دارد ولی در فقه اسلامی به اندازه ی که به مسئله جهاد وتوابع آن پرداخته شده به صلح پرداخته نشده است.

ضرورت پرداختن به این مسئله از دو بعد مورد اهتمام قرار می گیرد؛ یکی اینکه سرنوشت دنیای امروز چنان به یکدیگر تنیده است، که برای هیچ ملتی ممکن نیست جدا از دیگر ملت ها زندگی نماید، از همین جهت ارتباط وتعاون جزء نیاز های عصر ماست.

دوم اینکه تصویری که امروز جوامع غربی از مسلمانان برای مردم دنیا ایجاد کرده اند، ادبیات خشونت، نفرت وناسازگاری است.

بنابراین، این پژوهش جایگاه زندگی مسالمت آمیز وصلح پایدار از دیدگاه فقهای اسلامی تبیین می نماید.

ج- روش وچهار چوب نظری

شیوه ی بحث در این پژوهش جنبه ی نظری و کتابخانه ای دارد، که از کتاب های معتبر و متداول، استفاده به عمل آمده است تا افق فکری مسلمانان در مورد صلح وجنگ کاویده شود.

واین پژوهش از نوع مطالعات تطبیقی در میراث مذاهب فقهی اهل سنت وشیعه است که ابتداء ادبیات نظری تحقیق را بررسی نموده و سپس نظریه اصالت صلح را مورد مداقه قرار داده ودر ادامه دیدگاه اصالت جنگ را تبیین نموده نقد و بررسی نموده است.

2.مفهوم شناسی

در هر مطالعه وپژوهش، لازم است که در آغاز واژه ها واصطلاحات پرکار برد ومحوری در آن بحث تبیین وتحدید معنایی شود؛ تا بار معنایی ومنظور اصلی هر واژه یا اصطلاح، در سراسر آن پژوهش برپژوهش گر ومخاطبان وی معلوم ومشخص شود، در موضوع مورد بایستی مهمترین واژه های مورد بحث ومداقه قرار گیرد، که مهمترین آنها عبارت انداز:

1-2.جهاد

ازنظر لغت شناسان جهاد از جهد(به ضم جیم) به معنای وسع وطاقت است؛ وگفته شده است: جُهد به معنای طاقت است وجَهد به معنای سختی ومشقت است (فیومی، بی تا: ص112) ودر لسان العرب آمده است« جهاد به کار بستن تمام توان چه قولی وچه فعلی است» (ابن منظور، 1426ق: ج1، 683)

و دراصطلاح فقهی تعریف های گوناگون ارائه شده است از جمله: علاء الدین حنفی در کتاب الدر المختار می نویسد:«جهاد در وضع شرعی به معنای دعوت به سوی دین حق وجنگیدن با کسانی است که آن را نمی پذیرند»(حصکفی، 1415ق: ج4، ص296) و صنعانی در سبل السلام نگاشته است«جهاد به کار بستن توان در قتال کافران یا باغیان» (صنعانی،1397ق: ج4، ص41)

شیخ محمد حسن نجفی در جواهر الکلام دو تعریف از جهاد ارائه نموده است«بذل جان ومال لازم در جنگ با مشرکین یا باغیان به وجه مخصوص یا بذل جان ومال و وسع در راه اعلاء کلمه اسلام واقامه ی شعائر ایمان» (نجفی،1360ش: ج21،ص3)

2-2.صلح

دانشمندان علم لغت برای واژه «صلح» معانی چندین معنی ذکر کرده اند؛ صلح به معنای سازش کردن، آشتی کردن، آشتی و توافقی که برحسب آن دعوایی حل وفصل شود (معین،1386ش: ص1498) به معنای رفع نزاع ونقار در میان مردم آمده است(راغب اصفهانی،1332ش: ص285) و در المنجد آمده است«اصلح الشئ اصلاحاَ» آن چیز را نیکو ساخت و«اصلح بینهم» به معنای آشتی داد بین ایشان (معلوف، 1377هـ ش: ج2،ص1066) و به معنای سیاست دست کشیدن از جنگ باعقد قرارداد صلح نامیده می شود که در زبان عربی قطع منازعه وکشمکش است.(عمید، 1385هـ ش: ص877)

ودر اصطلاح فقهی دو کار برد دارد یکی درکاربست بخش معاملات، صلح عبارت از تراضی وسازش برتملیک عین یا منفعت یا اسقاط حق یا دین، البته همیشه صلح مسبوق نزاع نیست (خمینی،1401ق: ج2، ص 561) ویا به عباره دیگر صلح عبارت از عقد ومعامله ای است که به آن خصومت ودعوی طرفین همراه تراضی قطع می شود(وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه– الکویت، 1427هـ: ج27، ص323)

و در کاربست سیاسی صلح عبارت از توافق و پیمانی که به وسیله ی آن نزاع ودرگیری در میان دشمن ها از بین برود ومخالفین به موافقین تبدیل شوند.( زیعلی، 1313هـ، ج5، ص 2؛ النووی،1991م: ج 4، 193)

3-2.جنگ:

جنگ، عبارت از مبارزه و پیکار مسلحانه ای است که در میان دو دولت یا بیشتر از دو، که یکی از آنها با رضایت و رغبت خویش جنگ را آغاز کرده و طرف مقابل را به دفاع، مجبور می سازد (طباره، 1387: ص812)

این تعریف در برگیرنده ی انواع و اقسام عام جنگ است ولی برای تعریف جنگ در عصر حاضر از واژه ها و اصطلاحاتی استفاده باید به عمل بیاید که در بر گیرنده ی جنگ های پیشرفته و تکامل یافته و جنگ های مترقیانه و متمدنانه ی دولت های مترقی و متمدن باشد، بنابراین این گونه تعریف شده است در عصر حاصر جنگ وسیله ای است که دولتها برای دستیابی به خواسته های سیاسی و اقتصادی و توسعه طلبی خود به آن، متوسل میگردند(همان) اما، در قلمرو فرهنگ اسلامی، واژه و اصطلاح جنگ به تعریف و مفهوم یاد شده، جایگاهی ندارد و اسلام، واژه ی دیگری را استخدام میکند با ویژگی هایی که منحصر به خود آن واژه است و آن واژه عبارت از «جهاد» است و در اصطلاح شرعی، عبارت از بذل نقد جهد و کوشش در مسیر دور ساختن نفس خویشتن از مرز حرام و سیر دادن آن در راه حلال است یابه سخن دیگر بذل کوشش در راه نصرت دین الهی به غرض کسب رضای خدای متعال است(قلعه جی، بی تا: ص168)

4-2.گونه شناسی غیر مسلمانان

از آنجائی که بحث صلح وجنگ در میان مسلمانان و غیر مسلمانان مطرح است؛ لذا می طلبید که غیر مسلمانان شناخته شود، که عبارت اند از:

1 . ذمّى.

2 . مُستأمن.

3 . مُعاهَد.

4 . حربى.

ذمی مأخوذ از «ذمه»بوده و ذمه به مفهوم عهد و پیمان و امان آمده است.(الفراهیدی البصری، بی تا:ج8، ص 203) و در اصطلاح، عبارت از عهد و پیمان و عقد ذمه ای است که با شهر وندان غیر مسلمان در قلمرو دولت اسلامی به غرض حفظ جان و مال و عدم تعرض به ادیان شان منظور میگردد و ذمی، کسی است که باوی عهد و پیمان مصونیت و عدم تعرض منعقد، گردیده است. (قلعه جی، بی تا: ص214) در صورتى که اهل ذمه بخواهند به عنوان اقلیتهاى مذهبى و شهروند تابعیت کشور اسلامى را باشند در قدم نخست قراررداد ذمّه را با حکومت اسلامى امضاء کنند و به پیمان ذمّه پایبند بمانند و به شرایط ذمّه، مانند پرداخت جزیه متعهد شوند، کافر ذمّى شناخته مى شوند.
بنابراین، بستن قرارداد ذمّه بین اهل کتاب و حکومت اسلامى، شرایطى دارد و در نتیجه یک سلسله حقوقى را بین اهل ذمّه و حکومت و ملت اسلامى بوجود مى آورد.

طبق قاعده فقهی (أَنَّ لَهُمْ مَا لَنَا وَعَلَیْهِمْ مَا عَلَیْنَا) کافر ذمّى، از شهروندان کشور اسلامى به شمار مى رود مانند یک شهروند مسلمان از مزایا و امکانات دولت و کشور اسلامى می توانند استفاده کنند و مانند افراد مسلمان در تحت حمایت دولت اسلامى زندگى مى کند و جان و مال و ناموس و شغل و کار و موقعیت وى، مورد احترام و رعایت جامعه قرار مى گیرد و در برابر، وظیفه دارد به نگهداشت آیینها و احترام به قانون رسمى جامعه اسلامى و در رابطه با احوال شخصیه و زندگى خانوادگى، مانند: ازدواج، طلاق، ارث با نگهداشت یک سلسله معیارها و ترازهای که در متن قرارداد آمده و به توافق و امضاء دو سوى قرارداد رسیده است، براساس آئین و مرام خودشان عمل مى کنند (وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه – الکویت،1427ق، ج7، ص121)

در نتیجه می توان گفت: ذمی کسانی را گویند که با حفظ دین شان در مقابل جزیه در کشور های اسلامی سکونت دارند و اجازه می دهند که احکام اسلامی بر آنها تطبیق شود. شناخت این گروه این است که طبق فتوی امامیه، شافعیه وحنابله با استناد به آیه29 سوره توبه اهل کتاب در صورت پرداخت جزیه والتزام به شرایط ذمه می توانند بر دین خود باقی بمانند واما بقیه کافرین با استناد به آیه16 سوره فتح چاره ای جز پذیرش اسلام یا قتال راه نداریم (حلبی، صص249)

مالکیه معتقدند که تمام کافران به جز مرتدین گرفته می شود وحنفیه به استثناء مشرکین عرب در کنار مرتدین هستند (اصبحی، 1323ق: ج1، ص282).

2.معاهد: معاهد به آن غیرمسلمانی گفته مى شود که با دولت اسلامى پیمان عدم تعرض و قرارداد ترک جنگ و دشمنى را بسته باشند وآن ها می توانند در دولت اسلامی و یا در سرزمین و کشور خودشان زندگى کنند و امضاى قرارداد و معاهده سبب مى شود که جان و مال و سرزمین آنان در امان باشد و حرمت و مصونیت پیدا کند (براک، 1425هـ ق: ص22). و اگر مصالح سیاسى و اجتماعى مسلمانان بخواهد، دولت اسلامى مى تواند در برابر آیین ها و قانون ها، با صدور ویزا به آنها اجازه ی دخول و اقامت در دولت اسلامى را بدهد و به عنوان تاجر و گردشگر و یا به عنوان دانشجو و یا سفیر و کاروان و رایزن ویا هر عنوان معمول و رسمى به کشور اسلامى مسافرت کند.

3.مستأمن: مستأمن از ماده ی «امن» به ضم اول و سکون دوم و کسر پنجم، اسم فاعل باب استفعال است و در اینجا استئمان از کلام عرب در استأمن فلاناً» (به فلان شخص امان داد) آمده و زمانی چنین گویند که شخص از امان دهنده امان بخواهد(ابن منظور، بی تا: ج 13،ص 21) وفقهای اسلامی به کسی که باوی پیمان ذمه ی موقت، عقد شودو جان، مال، آبرو و دینش امان باشد مستأمن می گویند.(قلعه جی، بی تا: 426).

برخی فقهاء معتقدند کافرى که با امان نامه ای وارد دار الاسلام یا کشور های اسلامی شده، و نیت برگشت به کشور و شهر خود را داشته باشد، به عبارت دیگر: کافری که با امان نامه ای وارد کشور های اسلامی شده باشد (جزیری، 1424هـ ق، ج4، ص200).

یکی از ویژگی های بشر دوستانه ی اسلام، معامله ی بزرگوارانه اش با مستأمنان در حین جنگ و صلح است تاحدی که به افراد دشمن اجازه ی ورود ایمنانه و مصونانه به قلمرو اسلامی داده است و اصطلاح معروف «امان» در قلمرو فقه اسلامی نشان دهنده ی توجه اسلام به موضوع امنیت همگانی است و قابل ذکر است که اسلام، مصونیت پناهجویان را به صورت کامل تضمین نموده و حفاظت جان و مال و آبروی ایشان را واجب بر کافه ی مسلمین خوانده است و علاوه بر آن، امتیازاتی به ایشان مانند عدم اجرای حد شرب خمر داده و از کافه ی حقوق مدنی، ایشان را مستفید و بهره مند ساخته است؛چنانکه خداوند متعال می فرماید:«وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْلَمُونَ» (توبه،6) مفهوم: اگر کسی از مشرکانی در حین جنگ یا غیر جنگ از تو امان بخواهد و به تو پناه بیارد پس به او امان و پناه بده تا بشنود سخن خدا(قرآن کریم) را و بعد از آن برسان اورا به جای ایمنش.(دهلوی، 1416 هـ ق: ص 227)

قابل ذکر است که هر فردی از مسلمین نقش صلاحیت و اجازه ی پناه دادن به دشمنان محارب را دارد و اگر ضعیف ترین فرد مسلمین به کافرمحارب، پناه دهد، کافه ی افراد مسلمین دیگر باید آنرا رعایت کنند و مورد احترام قرار دهند، چنانکه در حدیث شریف آمده است: «المسلمون تتکافأ دماء و هم ویسعی بذمتهم أد ناهم…» (ابن ابی شیبه، 1409ق: ج 5، 459) مسلمین به اعتبار خون باهم برابر اند و پائین ترین شان می تواند به نماینده گی از ایشان و از طرف ایشان به دیگران پناه دهد و همچنان زن مسلمان مانند مرد مسلمان می تواند به دیگری پناه دهد، چنانکه رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده اند: «قدأ جرنامن أجرت یا أم هانئ» (بخاری، ص3، 1157) مفهوم: ای ام هانی ما به کسی که تو امان داده ای، امان داده ایم و هر فردی از دشمن که پناه در یافت کرده است اهل ذمه حساب شده و در نفع و ضرر با مسلمین، شریک است

نکته ی جالب اینست که از نصوص وارد در مورد امان دادن به غیر مسلمین دانسته میشود که حالات جنگی طرفین و إعمال جنگ از طرف دولت متبوع غیر مسلمین بر دولت اسلامی به صورت کلی، غیر موثر تلقی شده و هیچ نوع اثر منفی از وضع جنگی دولت محارب، بر مستأمنان در قلمرو دولت اسلامی، عائد نمیگردد.

4.حربى:

این واژه در قرآن کریم استعمال نشده بلکه از اصطلاحات فقیهان است ودر مورد این اصطلاح تعریف خاصی وجود ندارد، بلکه می توان سه معنای متمایز از آن ارانه نمود معنای اول آن تنها در کتب امامیه مطرح بوده؛ ودو معنی دیگر بین امامیه واهل سنت مشترک است.

کافر حرین، کافری است که از اهل کتاب نباشد(حلی، بی تا: ج1، 480).
2.حربى بر آن دسته از غیرمسلمانان گفته مى شود که از هیچ یک از سه گروه یاد شده نباشند، یعنى هیچ یک از قرارداد و تعهد ذمّه و امان و معاهده را با مسلمانان امضا نکرده باشند(نجفی،1360ش: ج28، ص131؛ نووی، 1991م: ج4، ص345)

حربى، کافرى است که در ذمه ی اسلام نیست؛ اعم از اینکه از اهل کتاب باشد یا از مشرکین واعم از اینکه بامسلمانان در پیمان صلح(معاهد) ویا امان( مستأمن) باشد ویا اینکه نباشد.(طوسی، ج2، 13؛ ابن رشد، ج2، ص 366). پس کسی که از قانون خدا سرپیچیده و تحت قرارداد ذمّه و امان و معاهده در نیامده است، از این روى از نظر اسلام جان و مال و ناموس وى، هیچ گونه حرمت و مصونیتى ندارد و مسلمانان مى توانند، پس از دعوت و دادن آگاهى لازم و اتمام حجت، با او وارد جنگ شوند، خواه او در حال جنگ و یا توطئه علیه مسلمانان باشد یا نباشد، به شرط این که اعلام بى طرفى و عدم مداخله و ستیزه جویى نکرده باشد (وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه – الکویت،1427ق: ج7، ص121) کافرحربى، حق ورود و سکنى در کشور اسلامى را ندارد و اگر وارد سرزمین اسلام شد، هیچ گونه مصونیتى نخواهد داشت، مگر آن که اشتباهى رخ داده باشد و به باور این که اگر به عنوان بازرگان و یا جهان گرد وارد کشور اسلامى شود، مصونیت دارد.
در این فرض، به کشورش برگردانده مى شود، مگر آن که ثابت شود به عنوان جاسوسى وارد کشور اسلامى شده است که با او برخورد مناسب خواهد شد (کاسانی، 1406هـ ق: ج7، ص169؛ حطاب رعینی، 1412هـ ق: ج4، ص596؛ شافعی، 1410هـ ق: ج4، ص238؛ ابن قدامه، 1388هـ ق، ج13، ص31).

3.نظریه اصالت صلح

طرفداران این نظریه معتقدند که اصل در روابط مسلمانان با غیر مسلمانان یعنی با کسانیکه در عقیده با مسلمانان مخالف هستند زندگی مسالمت آمیز، رفتار نیکو و صلح است، شریعت اسلامی هیچگاه طرفدار جنگ نیست و همیشه از آن، جلوگیری به عمل آورده است ولی درصورتی که بر وی تحمیل شود آنگاه دفاع را نوعی از ضرورت تلقی میکند و تا زمانی که مجبور نشود حتی به جواز دفاع که خود نوعی از جنگ است فتوی نمی دهد و مجوز آن جنگ یا دفاع هم مشخص و معین است به این مفهوم که باید “فی سبیل الله” باشد و هیچ نوع غرض سیاسی و اقتصادی و توسعه طلبی به طور اساسی، انگیزه ی آن نباشد، پس طبق این دیدگاه جنگ تنها درصورت ضرورت مشروع گردانیده است چنانچه قواعد ذیل بر این مورد گواه است «الضرورات تبیح المحظورات» (سلطانی،1393ش: ص45) ضرورت ها امور ناروا را روامی گرداند و همچنان: «الضرورات تقدر بقدرها» (قلعه جی، بی تا: 47) ضرورت ها به اندازه ی لازم خود سنجش می شود، جنگ دفاعی را ضرورت موقت تلقی میکند ولی به اساس قاعد ی بالا نمی گذارد که اثرات منفی آن، از محل و از دائره ی محدود آن تجاوز کند، بجز دشمن محارب و مسلح، هیچ فرد بی طرف، ملکی و خارج از صحنه ی جنگ، متضرر نگردد.

و از نظر قرآن کریم صلح، در اصل خود یک ارزش و هدف به حساب می آید مشروط به اینکه در پذیرش آن فریبی در کار نباشد، هدف از صلح مصلحت گرایی نیست در حالیکه خود صلح مصلحت است؛ چونکه با زندگی فطری بشر و خصوصا مسلمانان سازگارتر است، قرآن وصول به اهداف خود را از طریق صلح نزدیک تر، آسان تر و معقول تر می داند از این جهت به آن تأکید می کند.(زنجانی،1367ش: ص143)

البته چنانکه گفتیم، غرض اسلام از جهاد، کشور گشایی و توسعه طلبی نیست، بلکه تأمین و اثبات نقش عدالت بر صفحه ی هستی است (قرضاوی،1396ش:ج1، ص327)

آیت الله خامنه ای در ضمن مباحث صابئین می فرماید: آیات قتال شامل محاربین دولت اسلامی است که مصداق آن در عصر نبوت بت پرستان حجاز بوده است از این سخن دانسته می شود که اصل صلح است.(خامنه ای، 1417ق: ص18- 24) علامه رشید رضا، ابوزهره، زحیلی از فقیهان معاصر اهل سنت می گویند: تمام غزوات پیامبر (ص) جنبه دفاعی داشته اگر جنگ از سوی مسلمانان بوده اعتداء و استمرار آن از سوی مشرکین بوده است چونکه در اسلام صلح اصل است و جنگ ضرورت می باشد.(رشید رضا، 1380ق: 236؛ زحیلی،1381ق: ص878)

1-3.اهداف و حقیقت جنگ «جهاد» در اسلام

از مطالعه ی تاریخ اسلام و جنگهای مسلمانان به درستی آشکار می شود که این برخورد ها و فتوحات مسلحانه در زمان پیامبر گرامی اسلام و یاران او با جباران و طغیانگران یا به تعبیر فرهنگ سیاسی معاصر امپریالیست ها و مستکبران جهانی آن روزگار به هدف توسعه ی اقتصادی و کشور گشای نبوده، بلکه اهداف والا و ارزشمندی داشته که مهمترین آنها عبارت اند از:

دفع تجاوز
یکی از اهداف مهم جهاد دفع تجاوز است خداوند متعال می فرماید:«وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره:190) ترجمه: در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما میجنگند و از حد اعتدال تجاوز نکنید و منحرف نشوید و خدای متعال، تجاوز کاران را هر گز دوست نخواهد داشت.

در تعبیر قرآنی، نقش این مطلب، روشن است که مجاهدین صدر اسلام که رسول الله صلی الله علیه و سلم پیش آهنگ شان است اگر به فرض محال یا به فرض مثال از حد اعتدال، تجاوز کنند، مورد نکوهش خدای متعال قرار میگیرند نه مورد ستایش او تعالی البته یکی از مظاهر انحراف و تجاوزی که خدای متعال از آن، نهی کرده، کشتن زنان، طفلان، مریضان، پیران، رهبران دینی و زاهدان آنهاست(طباره، بی تا، ص831) بنابراین، از نظر شریعت اسلامی جهاد برای دفع تجاوز ستمگران است نه به اسارت و برده گرفتن انسان ها.

رفع فتنه
در فرهنگ قرآنی دومی هدف جهاد از بین بردن فته است خداوند متعال می فرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ».(بقره: 193) ترجمه: و با آنان پیکار کنید تا فتنه ای باقی نماند و دین خالصانه از آن خدا گردد. پس اگر دست برداشتند،از آنان دست بردارید؛ زیرا حمله بردن و تجاوز کردن جز بر ستمکاران روا نیست.

در این آیه مبارکه خداوند (ج) به وضاحت تمام بیان می کند که هدف از جنگ جلب رضایت خدا و حمایت از ستم دیدگان و برچیدن ظلم و ستم است (رازی،1420 هـ:ج5، ص 291(

آزاد سازی ملت های مستضعف
در کنار اهداف گذشته، یکی دیگر آن، آزاد سازی ملت های مستضعفی منطقه و جهان از زیر یوغ استعمار و استکبار است «وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیراً». (نساء75). ترجمه: چرا باید در راه خدا و نجات مردان و زنان و کودکان درمانده و بیچاره ای نجنگید که می گویند: پروردگارا ! ما را از این شهر و دیاری که ساکنان آن ستمکارند خارج ساز، و از جانب خود سرپرست و حمایتگری برای ما پدید آور، و از سوی خود یاوری برایمان قرار بده(قرضاوی،ج1، صص 470-471)

دفاع از سرزمین
طبق بیان قرآن کریم هدف جهاد دفاع از سر زمین اسلامی است خداوند متعال می فرماید:«لایَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (الممتحنه: 8-9). ترجمه: خدای متعال، شمار ا از مواصلت آنانکه در مقدمه ی دین باشما نجنگیده اند و شمارا از خانه های تان (همچنان از کشورتان) بیرون نکرده اند، منع نمیکند از آنکه احسان کنید به ایشان و انصاف کنید در حق ایشان. خدای متعال، انصاف کننده گانرا دوست میدارد و البته منع میکند خدای متعال، شمارا از مواصلت آنانکه د رمورد دین با شما جنگیده اند و شمارا از خانه های تان بیرون ساخته اند و در مورد بر آوردن شما(ازخانه های تان) با دیگران همکاری کرده اند، منع میکند از اینکه دوست دارید ایشان را و هرکه دوست دارد ایشانرا البته آن جماعه ستمگراند.

باتوجه به آیه فوق هرگاه مسلمانان به ظلم و آزار کفار مواجه شوند تا آنجا که وادار به ترک خانه ها و کاشانه های شان کرده شوند،در این حالت دفاع واجب است، تا اینکه دشمنان مسلمین به جای خویش و خود مسلمین به جای خویش قرار گیرند و بدون مزاحمت به همدیگر بطور علی حده خط سیر زنده گی انسانی خویش را ادامه دهند(قرضاوی،ج1، ص470)

2-3.اهمیت صلح و همزیستی مسالمت آمیز

صلح و همزیستی مسالمت آمیز برای جوامع بشری برای رفع نیازهای مادی و معنوی شان همانند آب و روح برای انسان ها ضروری است هیچ عقل سلیمی اصل داشتن روابط اقتصادی و سیاسی مسالمت آمیز را با کشورهای دنیا انکار نمی کند با آنکه استقلال از نظر قرآن کریم محترم و با ارزش است، امروزه درجهان استقلال بر اساس روابط کشورها تفسیر می گردد، نه استقلال مطلق؛ زیر استقلال مطلق در دنیا غیر ممکن است، بلکه ملت ها باید رابطه ای خردمندانه ای را باوجود استقلال بر قرار نمایند، چنانچه خداوند متعال می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّهً لِّلنَّاسِ بَشِیراً وَنَذِیراً وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» (سباء: 28). ترجمه: ما تو را برای همه ی مردمان فرستاده ایم تا مژده رسان و بیم دهنده باشی ، ولیکن اکثر مردم بی خبرند.

ازاین آیه مبارکه استفاده می شودکه لازمه جهانی بودن فراگیری و عمومیت ایجاد روابط با همه ی اقشار، انسان ها، ملت ها، در سطح جهانی است.

3-3.ویژگی های صلح در اسلام

دین مقدس اسلام آخرین و کامل ترین دین الهی است و یکـی از مهمترین مسایل مورد اهتمام اسلام گسترش صلح و امنیت جهانی و جایگزینی آن به جای جنگ ها و نزاعها است، که مهترین ویژگی های آن عبارت اند از:

شرافتمندانه بودن
دین مبین اسلام خواستار صلح شرافتمندانه وبا رعایت حقوق طرفین است در حقیقت صلح در اسلام به مفهوم پرهیز از جنگ در تحت هر شرایطی که مصالح اجتماعی و اقتصادی را نابود کند، نیست، در واقع تجاوز را با صلح پاسخ گفتن تسلیم و سرنهادن در طغیان و ظلم و زیر پا نمودن شرافت انسانی و اسلامی است و از همه مهم تر تشویق و ترغیب متجاوز و مشروعیت بخشید به تجاوز گران است هرگاه صلحی که کرامت و شرافت مسلمانان از بین ببرد و تجاوز متجاوزان را مشروعیت ببخشد به هیچ وجه مورد تأیید دین مقدس اسلام نیست، از این جهت قرآن کریم صلح ذلت بار را نکوهش نموده است: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَن یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ». (محمد: 35). ترجمه: پس سست مشوید و به صلح فرا نخوانید چرا که شما برترید و خداوند با شماست و هرگز (اجر و پاداش) اعمالتان را نمی کاهد «مطهری، 1358ش: ص16»

بدون تردید صلح برای تأمین مصالح مسلمانان و جامعه اسلامی است هرگاه این مطلوب از طریق صلح به دست نیامد، در این حالت جنگ برای رفع ضرر اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، روحی و روانی تجویز می شود. «طبرسی، 1372ش: ج9، ص166».

ریشه دار بودن
صلح در اسلام دارای ریشه عمیق و استواری است که در روح و جان این دین طنین انداز می باشد، تنها ادعا، تاکتیک و حربه تبلیغاتی برای چهرای دروغین بشر دوستانه نیست بلکه رأفت، شفقت، صداقت، احترام والابه حقوق بشر دوستانه ی اسلام را بیان می دارد، از اینرو اسلام برای حفظ آبرو و عزت انسان ها و جان آنان حد زنا و قصاص را به صاحبان آن واجب گردانید.«طباطبایی، 1417ق، ج5، ص316-317» چنانچه که حضرت علی (ع) به مالک اشتر دستور می دهد: از ناروا ریختن خونها بپرهیز چونکه خداوند در روز رستاخیز اولین داوری که بین انسان ها کند در خونهای است که به ناحق ریخته اند، پس حکومت خود را با ریختن خون به حرام نیرومند مگردان(نهج البلاغه، نامه53)

همه جانبه بودن
صلح در اسلام همه جوانب زندگی مادی و معنوی و اجتماعی انسان را تحت الشعاع قرار می دهد در ابتداء انسان را به صلح و آرامش درونی و برآوردن نمودن خواسته های انسانی تحت حاکمیت عقل بدون هر گونه افراط و تفریط فرا می خواند. سپس به سوی خانواده ها و جامعه رفته و مبنای آن را بر اساس روابطی صمیمانه توصیه می نماید، در هنگام اختلاف به سازش مسالمت آمیز توصیه می کند. و در سطح سیاسی امت اسلامی را به اطاعت و فرمانبداری از رهبر عادل و رعایت قوانین اسلامی دعوت می نماید و در اخیر همه ی پیروان ادیان سماوی و انسان ها را به سوی کلمه مشترک «توحید» و پرهیز از شرک دعوت می کند.«قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران: 64) ترجمه: بگو: ای اهل کتاب، بیائید به سوی کلمهای که بین ما و بین شما مساوی باشد که جز خدا را نپرستیم و چیزی را به او شریک نگردانیم و بعضی از ما بعضی را اربابی جز خدا نگیرد، و اگر اعراض کردند بگوئید گواه باشید به اینکه ما مسلمان و تسلیم امر خدائیم(شافعی، بی تا: ص 252)

4-3. اهداف صلح در اسلام

تأمین حفظ امنیت
امنیت و آرامشی روحی و روانی فردی، اجتماعی و خانوادگی از جمله معیارهای جامعه ایده آل و سالم است و از مهم ترین شروط پیشرفت مادی و معنوی می باشد، قطعا بدون امنیت و آرامش انسان ها نمی توانند به شگوفایی استعداد ها، خلاقیت های شان در همه جوانب زندگیی شان برسند علاوه برآن انسان ها بدون استقرار امنیت به استقرار عدالت اجتماعی در جوامع بشر هرگز نخواهند رسید(الواحدی، 1430هـ: ج3، ص 308)

دعوت و هدایت انسانها به دین حق
استقرار صلح فرصت مناسب برای ایجاد روابط فرهنگی در میان جوامع بشری به منظور آشنایی از تمدن و فرهنگ یکدیگر است که در ذات خود سبب رشد و تعالی و سعادت بشر می گردد.

اسلام با پشتوانه وحی و به شهادت تاریخ از اساسی ترین فرهنگ و معارفی در میان اندیشه و تمدن های بشری برای اقناع درونی و تحت الشعاع قرار دادن فرهنگهای دیگر قرار دارد از این لحاظ زمان صلح و کوتا ترین فرصت به دست آمده را غنیمت می شمرد. برای نمونه می توان به جنگ صفین، و صلح حدیبیه اشاره کرد که این صلح برای پیامبر و یاران او فرصتی مناسبی را برای نشرو پخش و تبلیغ دین مقدس اسلام را در سراسر جزیره العرب و خارج آن فراهم نمود و سبب مسلمانان شدن جمعی زیادی گردید.(ابن هشام، 13355ق: ج3، ص322).

5-3. دلایل طرفداران اصالت صلح

طرفداران نظریه اصالت صلح به دلایل زیادی تمسک نموده اند که مهمترین آنها قرار ذیل است:

دلایل صلح طلبی در قرآن

چشم ‏انداز کلی و راهبرد اساسی قرآن در باره صلح و همزیستی را می‏توان در آیات زیر جستجو نمود:

1.مذمت جنگ افروزی: قرآن مجید به صراحت جنگ‏ افروزی را مذمت و منشأ آن را فساد و تباهی می‏داند: «وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیِهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَادَ» (بقره: 205). ترجمه: و چون حاکمیت یابد در راه فساد در زمین می‏کوشد و زراعت‏ها و چهارپایان را نابود می ‏سازد.

خداوند متعال در این آیه شخصی را به نام اخنس که دنبال فساد وشعله ور ساختن جنگ ودر گیری بود، سخت مذمت نموده است.(البغوی، 1420 هـ: ج1، ص263)

2.فرونشاندن آتش: قرآن کریم از تصمیم های شوم یهودیان خبر میدهد که خداوند فرونشاننده آتش جنگ آنهاست: «کُلَّمَا اَوْقَدُواْ نَاراً لِّلْحَرْبِ اَطْفَأهَا اللهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الأرْضِ فَسَاداً وَ اللهُ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینْ» (مائده: 64). ترجمه: هرگاه آتش جنگ را برافروزند خداوند آن را فرومی‏نشاند. آنان در زمین فساد می‏ گسترند، اما خدا فسادگران را دوست نمی‏ دارد.(طبری، 2000 م:ج10، ص 458)

3. دعوت به صلح جهانی: قرآن به صلح و زندگی مسالمت‏آمیز دعوت می‏کند: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ اَمَنوُاْ ادْخُلُواْ فِی الْسِّلْمِ کَافَّهً وَ لاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الْشَّیْطَانِ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینْ» (بقره: 208). ترجمه: ای ایمان آورندگان! همگی در صلح و آشتی درآیید؛ و از گامهای شیطانی پیروی نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست.» .(همان، ج4، ص 258)
4.دعوت اهل کتاب به صلح: قرآن همچنین اهل کتاب را به اصول مشترک که بزرگترین بنیاد و زیر ساخت همزیستی مسالمت‏آمیز است فرا می‏خواند: «قُلْ یَا اَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَواْ اِلَی کَلِمَهٍ سَوَاءِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ ألاَّ نَعْبُدَ إلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً اَرْبَاباً مَنْ دُونِ اللَّه». (عمران: 64). ترجمه: بگو ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که بین ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یکتا را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و کسی از ما، دیگری را جز خدای یگانه به پروردگاری نپذیرد.

5. گسلاندن ریشه ها منیت خواهی: قرآن هر گونه نابرابری نژادی، قومی و ذاتی انسانها را، که زمینه زیاده‏خواهی و تجاوزگری است، نفی نموده و تنها ملاک برتری را درستکاری و پاسداشت فضیلت‏های اخلاقی و انسانی می ‏داند: «یَا اَیُّهَا الْنَاسُ اِنَا خَلَقْنَاکُم مِن ذَّکرٍ وَ اُنْثَی وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُواْ إنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهَ اَتْقَاکُمْ اِنَّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیرْ » (حجرات: 13). ترجمه: ای آدمیان! ما شما را از یک مرد و زن آفریده و تیره‏ها و قبیله‏ ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (این امور ملاک امتیاز نیست)، همانا گرامی‏ترین شما نزد پروردگار پارساترین شماست، به درستی که خداوند دانا و آگاه است.
6.ارزشمندسازی فرهنگ مسالمت آمیز: قرآن صلح و صفا و صمیمیت را برای بشر مایه خیر و نیکبختی می‏داند: «وَ الْصُّلْحُ خَیْرٌ» (نساء: 128). ترجمه: صلح و آشتی بهتر است. از همین‏رو قرآن مجید در موارد متعددی به ایجاد صلح و امنیت، وفاق و دوستی و همزیستی مسالمت‏آمیز فرمان می‏ دهد.(رشید رضا،1990 م: ج5، ص363)

از آنچه گذشت به خوبی روشن می ‏شود که اولاً در چشم ‏انداز قرآن صلح یک «قاعده» است، و جنگ «استثناء»؛ ثانیاً لشکرکشی و نبرد در راه تحمیل عقیده و اجبار در پذیرش دین در منطق قرآن مردود و بی‏اساس است.

دلایل صلح طلبی در روایات
طرفداران نظریه اصالت صلح به روایات زیادی استدلال کرده اند که به مهمترین آن ها اشاره می گردد:

1در روایت آمده است «ان رسول الله صلى الله علیه و سلم رأى فی بعض مغازیه امرأه مقتوله فأنکر ذلک ونهى عن قتل النساء والصبیان»(اصبحی، ج2، 447) ترجمه: رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در یکی از غزوات زنی را دیدند که کشته شده است و کشته شدن آن (زن) را نادرست خواندند و از کشتن زنان وکودکان در اثنای جنگ، نهی فرمودند.

2. عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه به یکی از فرماندهانش چنین نوشت: «رسول الله صلی الله علیه و سلم به لشکر اعزامی خویش چنین دستور میدادند: بجنگید به نام خدا، در راه خدا، بجنگید با منکرین خدا، غلول نکنید غدر و پیمانشکنی نکنید، مقتولین را مثله نکنید و اطفال را نکشید» (همان،ج2، ص8)
امام علی (ع) می فرمایند: «اجر الصلح بین الناس کالمجاهد فی سبیل الله» و نیز می فرمایند: «من کمال السعاده السعی فی صلاح الجمهور» (مکارم شیرازی، 1374ش: ج10، ص371). پاداش صلح بین مردم، مانند پاداش مجاهدی در راه خدا است، از بزرگترین نیکبختی ها تلاش در راه صلح همه گانی است.
3.سیره پیامبر اسلام(ص) مورد صلح چنان است، که رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در روز فتح مکه ی مکرمه برای کسانی که بیست سال همراه پیامبر(ص) جنگیدند او و یارانش را آواره ساختند ولی ایشان فرمودند:«هر کسی که به خانه ی أبو سفیان(این دشمن دیرینه و سوگند خورده ی اسلام و مسلمین تا زمان فتح مکه) در آید، او در امان است و هرکسی که در وازه ی خانه اش را بسته و در داخل خانه اش بنشیند، او در امان است و هرکسی که به مسجد حرام داخل شود، او در امان است(مبارک پوری، بی تا:451) نکته ی جالب، اینست که رسول الله صلی الله علیه و سلم حیثیت و حرمت خانه ی دشمن دیرینه اش را در اثنای جنگ در حین فتح مکه ی مکرمه به حیثیت و حرمت خانه ی کعبه ی شریف، برابر اعلان کردند.

4.نظریه اصالت جنگ

طرفداران این نظریه برخی از فقهای شیعه وتعدادی از فقهای اهل سنت هستند ایشان معتقد اند اصلی جنگ وجهاد است مسلمانان مکلف هستند که در فرصتی بر علیه کافران جنگ نمایند تا بر اسلام روی آورند.

ابن عابدین حنفی می نویسد:«بر امام واجب است که در هر سال یک بار یا دو بار به دار الحرب ارتش بفرستد»(ابن عابدین،۴، ۲۹۷) نووی شافعی نیر می نویسد:« برامام مسلمین واجب است که هر سال خود یا لشکرش رابه دارالحرب گسیل نماید مگر در صورتیکه عذر موجه داشته باشند»(نووی،1991م: ج۸، ص ۲۹۸)

شیخ طوسی می نویسد:«برامام واجب است که در هرسال خود یا لشکریانش بر علیه کافران یک بار بجنگند تا جهاد تعطیل نشود»(طوسی،1387ق: ج۲، ص ۲) علامه حلی نوشته است«کمترین مقداری که باید جنگ صورت بگیرد هر سال یک بار است(حلی، بی تا: ج۹، ص۱۳) جواد عاملی معتقد است« اصل اولی در اسلام عدم صلح است وجنگ وبه دست گرفتن شمیر واجب است» (عاملی1419ق:، ج۷، ص۷).

فقیهان مالکی می گویند: جزیه از اهل کتابی که از مرکز حکومت اسلامی دور هتند و دسترسی به آنان دشوار است نباید پذیرفته شود، باید به شهر های اسلامی کوچ کنند و یا تن به جنگ دهند.(دسوقی، بی تا: ج2، ص176).

علامه حلی می گوید: جنگ با کفار در صورت قدرت مسلمانان واجب فوری است.(حلی، 1408ق: ج1، ص282).

سرخسی، ابن نجیم و غیره عقد هدنه در صورت درست که مصلحتی وجود داشته باشد در تعلیل ابن مطلب می گویند: جنگ با مشرکین فرض است و ترک آن بدون عذر شرعی جایز نیست.(سرخسی، 1414ق: ج10، ص82).

1-4دلایل نظریه اصالت جنگ

طرفداران اصالت جنگ به دلایل تمسک نموده اند که مهمترین آن ها عبارت از:

1-1-4.آیات

آیات به بخش های مختلف دسته بندی می شود.

1.آیات که به طور مطلق بر جهاد دلالت می کند.

خداوند متعال می فرماید:«اشْتَرَوْا بِآیَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَصَدُّوا عَن سَبِیلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ [توبه:٩] ترجمه: آنها آیات خدا را به بهای کمی فروختند؛ و (مردم را) از راه او باز داشتند؛ آنها اعمال بدی انجام می‌دادند!

طبق این آیه علامه حلی می گوید جنگ در هر سال یک بار واجب است؛ زیرا موضوع آن پشت سر گذاشتن ماه های حرام است که در هر سال تنها یک بار اتفاق می افتد(حلی،1413ق: ج۲،ص۹۷۴؛ حلی،1414ق: ج۹، ۳۵۲)

2.آیات که به جهاد دعوت می کند واز مسلمانان می خواهد که جهاد نمایند:

قرآن کریم به مسلمانان خطال می کند«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ» [انفال:٩] ترجمه: ای پیامبر! با کفّار و منافقین پیکار کن و بر آنان سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است، و بد فرجامی است!

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُونَ» [انفال:۶۵] ترجمه: ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‌گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند!

3.آیات که دلالت بر دفاع می کند:

الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا [نساء:٧۶] ترجمه: کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.

«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» [انفال:٣٩] ترجمه:و با آنها پیکار کنید، تا فتنه [= شرک و سلب آزادی‌] برچیده شود، و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرک و فساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خودداری کنند، (خداوند آنها را می‌پذیرد؛) خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.

نقد وبررسی دلایل قرآنی طرفداران اصالت جنگ

آیات که در دسته ی اول ذگر شده است در مقام تبیین حکمی از احکام شریعت به شکل قضایای خارجی است؛ زیرا شأن نزول آن در خصوص مشرکین عرب است که نقض عهد نمودند.

بنابراین، هیج ربطی به اصالت جنگ ندارد.

وهمچنین آیات که در دسته ی دوم بیان شده است ناظر به جهاد ابتدائی رسول خدا است جنگ در صورتی مجاز است که خود رسول خدا(ص) پس از احراز شرایط ومصالح بدان ها دستور بدهند.(وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ [بقره:١٩٣] ترجمه: و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّی جز بر ستمکاران روا نیست.

اما آیات مربوط به دسته سوم ربطی به جهاد ابتدایی ندارد، بلکه مربوط دفاع می شود واضح است که دفاع گونه های مختلف دارد وقتی نوبت به جنگ می رسد که دفاع ممکن نباشد وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ [بقره:١٩٠] ترجمه:و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد!

واز طرف دیگر اگر پذیرفته شود که اصل جنگ است میان آیات جنگ وصلح تعارض دارد. در این صورت، باید قائل به تخییر بشویم ولی روح قرآن کریم صلح را ترجیح می دهد

دلیل دوم: وجوب پرداخت جزیه سالانه

در کلمات فقهای اسلامی آمده است که پرداختن جزیه هر سال یک بار واجب است در حقیقت جزیه جایگزین جنگ است(حلی،ج۹،ص۱۳،حلی، ج۲، ص۹۷۳)

دلیل سوم: رشد بشر به تنازع است: طرفداران این نظریه می گویند:«باید جنگ وتنازع ودرگیری ها همواره در میان انسان ها باشد ودر صورتیگه وجود نداشته باشد در جامعه رکود وسستی پیش می آید ونسل بشر به عقب برگشت می کند ولی تنازع ودر گیری باعث می شود که نیرو ها فعال وبا نشاط باقی بمانند وضعیفان پایمال شوند وبه این ترتیب انتخاب اصلح صورت می گیرد»(مکارم شیرازی،ج۱۰، ۳۶۲)

نقد وبررسی:

این گروه مغالطه می نمایند نظریه اصل تنازع بقا داروینسیم را به اصالت جنگ مر تبط می سازند در حالیکه اگر اصل تنازع بقا را در مورد حیوانات درنده پذیرفته شود، هیچ ارتباطی به جهان انسانیت ندارد چون انسان ها از طریق بقا ورقابت های سالم می توانند به تکامل خود برسند، بدون تردید محصول جنگ همیشه اتلاف نفوس وسرمایه ها و ویرانی شهر هاست از تمام آیات قرآن کریم استفاده می شود که پایه حکومت اسلامی برصلح وصفا ودوستی است وقرآن کریم اصل را حتی در مورد غیر مسلمانان مورد توجه قرار داده است.

دلیل چهارم روایت از ابن عمر:

استاد عبدالوهاب خلاف به این حدیث که از ابن عمر نقل شده است واین روایت بیشتر مورد استفاده فقهای اهل سنت قرار می گیرد، دیدگاه موافقین اصالت جنگ را تبیین نموده است«عَنِ ابْنِ عُمَرَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَیُقِیمُوا الصَّلاَهَ، وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ»(بخاری، ج1، ص 14)

«مأمور شدم با مردم بجنگم تا آن که گواهى دهند که معبودى به حق جز خداى یکتا نیست، و آن که محمد پیغمبر خداست، و نماز را بر پا بدارند، و زکات بدهند، پس اگر این ها را انجام دادند خون ها و اموال خود را از من نگهداشته اند، مگر به حق اسلام. و حساب آن ها بر خداى تعالى است. حق اسلام، یعنى: آن چه اسلام، کیفرى بر آن ثابت نماید، مانند قصاص، و سنگسار کردن مرد زناکارى که زن داشته باشد و غیر آن»(خلاف، 1408: ص 75)

نقد وبررسی

استناد به این روایت جهت اثبات« اصالت جنگ در اسلام» درست نیست زیرا بسیاری معتقد اند که منظور از «الناس» مشرکین عرب هستند بدین جهت آیه در حق آنان نازل شده استفَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ ۚ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ [توبه:۵] ترجمه: (امّا) وقتی ماه‌های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است!

بنابراین، خطاب قرآن کریم متوجه اهل کتاب ومشرکین غیر عرب است نمی شود اینها می توانند روابط دوستانه ومسالمت آمیز داشته باشند.

نقد وبررسی

آیه فوق در جایی تطبیق می شود که دوستی، پیمان وهمدستی با آنان با ضرر مسلمانان باشد واما اگردوستی به نفع مسلمانان باشد چه اشکال دارد در حالیکه خداوند متعال اجازه داده است که مرد مسلمان با زن یهودی ومسیجی ازدواج کند آیا رابطه ی محکم تر از این وجود دارد

5.نتیجه گیری

از مطالعه مطالب فوق به این نتیجه می رسیم که شریعت اسلام در هر عرصه ی تعامل وهمزیستی مسالمت آمیز، هدایت روشن و دستور معین داشته ونصوص که در باره فضیلت جهاد ومبارزه آمده است ممکن این تصور را در ذهن خلق کند که از نظر شریعت اسلامی، اصل در روابط با غیر مسلمانان جهاد ودر گیری است؛چنانکه از عبارات برخی فقیهان امامیه واهل سنت به ذهن تبادر می کند ولی اگر آیات جهاد بر اساس زمان نزول مطالعه شود، دیده می شود که در سال نهم هجری وبعد از نقض پیمان وامان مشرکین وتوطئه وتبانی علیه مسلمانان نازل شده است آیه ی 29 سوره توبه نظریه اصالت صلح را تقویت می کند اگر قرار باشد در برابر کافران غیر اهل کتاب آنگونه طرفداران اصالت جنگ گفته اند، که یا اسلام ویا شمشیر، در این صورت اسلام در انتخاب آگاهانه وآزادانه ارزش نمی دهد

واز سوی دیگر ادله همزیستی مسالمت با غیر مسلمانان خیلی زیاد است واز نظر نگارندگان، اسلام دین صلح وسلام است واصل بر این است که هرانسانی خون، مال، ناموس واموال اش در امان وامنیت است وجهاد در صورتی است که کافران در مقابل دعوت اسلامی بایستند ودر کوشه وکنار دنیا مستضعفان عالم را عذاب وشکنجه نمایند وجهاد زمینه ساز آزادی بیان وعقیده است تا جان های پاک به دعوت اسلام لبیک بگویند وهیچ کس مانع آن نشود.

ورفتار شایسته واخلاق پسندیده با هر انسانی جز ارزش های دین اسلام است ولی در ضمن باید آنان را امین اسرار جامعه دانسته نشود ودر روابط ومناسبات، دو اصل سلطه ناپذیری اسلام وعزت اسلام ومسلمین مورد توجه می باشد.واز طرف دیگر اصالت صلح به معنای تغافل وسستی مسلمانان از رزمایش های نظامی نیست، بلکه باقوت وقدرت مذاکره نمودن، باقوت در برابر حملات وتجاوزات کافران ایستادن یکی از آموزه های مهم قرآن کریم است.

منابع

قرآن کریم.
ابن رشد، محمدبن احمد (1425هـ ق)،‌ بدایه المجتهد و نهایه المقتصد، قاهره: دار الحدیث.
ابن فارس، احمد بن فارس بن زکریا (1399هـ ق)، معجم مقاییس اللغه، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دار الفکر.
ابن قدامه، موفق الدین عبدالله بن احمد (1388هـ ق)، المغنی، قاهرۀ: مکتبۀ القاهرۀ.
ابن منظور، محمد بن مکرم (1414هـ ق)، لسان العرب، بیروت: دار صادر.
ابن هشام، عبدالملک، (1355هـ ق)، السیره النبویه، اول، قاهره: دارالکتب.
ابوبکر، عبدالله بن محمد بن ابی شیبنه الکوفی، (1409 هـ ق).المصنف فی الا حادیث و آلا ثار. اول، ریاض، مکتبه الرشد.
اصبحی، مالک بن انس، (1413هـ ق)، موطأ، اول، دمشق، دارالقلم.
اصبحی، مالک بن انس، 1332هـ ق، المدونه الکبری، مصر: مطبعه السعاده.
بخاری، محمد بن اسماعیل (1407هـ ق)، صحیح البخاری، بیروت: دار ابن کثیر.
براک، عبدالرحمن (1425هـ ق)، الأراک مجموع فتاوی العلامه البراک، بی جا: مکتبۀ مشکاۀ الاسلامیۀ.
البصری، خلیل بن أحمد بن عمرو، بی تا، کتاب العین، محقق: مهدی مخزومی بی جا: مکتبه الهلال.
بغوی، أبو محمد الحسین بن مسعود(1420 هـ. ق) معالم التنزیل فی تفسیر القرآن – تفسیر البغوی، المحقق : عبد الرزاق المهدی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
جزیری، عبدالرحمن (1424هـ ق)، الفقه علی المذاهب الأربعۀ، بیروت: دار الکتب العلمیۀ.
حسین ، عمید، 1385هـ ش، فرهنگ عمید، تهران: امیر کبیر.
حسینی، محمد بن محمد بن عبدالرزاق (بی تا)، تاج العروس من جواهر القاموس، بی جا: دار الهدایۀ.
حصفکی حنفی، علی بن محمد، 1415ق، الدرالمختار علی متن تنویر الابصار، بیروت: دارالفکر.
حطاب رُعَینی، شمس الدین محمد بن محمد (1412هـ ق)، مواهب الجلیل فی شرح مختصر خلیل، بیروت: دار الفکر.
حلی ، حسن بن یوسف، (1413هـ ق)، قواعد الاحکام فی معرفه الحلال والحرام، اول، قم: انتشارات وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،
حلی، جعفر بن حسن، (1408هـ ق)، شرائع الاسلام، سوم، قم: اسماعلیان.
حلی، حسن بن یوسف، (1412هـ ق)، تذکره الفقهاء، اول، قم: موسسه آل بیت (ع).
حلی، حسن بن یوسف، (1412هـ ق)، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، اول، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه.
خامنه ای، سید علی، (1417هـ ق)، بحث حول الصابئه، اول، قم: مجله فقه اهل بیت.
خلاف، عبدالوهاب، (1408هـ ق)، السیاسه الشرعیه فی الشئون الدستوریه والخارجیه والمالیه، بیروت: دارالقلم.
دسوقی، وائل این علی، (بی تا)، أذکار الجهاد و الدعاء على الکفار الصحیحه، دوم، قاهره: دارالکتب،
دهلوی، شاه ولی الله.(1416 هـ ق). ترجمه ی فارسی قرآن کریم. عربستان سعودی.
رازی، محمد بن عمر، (1420هـ ق)، مفاتیح الغیب – التفسیر الکبیر، سوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
راغب اصفهانی، (1332هـ ش)، المفردات، تهران: مکتبه مرتضویه.
رشید رضا، محمد(1990 م). تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار) بی جا: الهیئه المصریه العامه للکتاب
رضا، محمدرشید، (1380هـ ق)، الوحی المحمدی، ششم، قاهره: مکتبه القاهره.
زحیلی، وهبه (بی تا)، الفقه الاسلامی و ادلته، دمشق: دارالفکر.
زحیلی، وهبه (1420م)، العلاقات الدولیه فی الاسلام مقارنه بالقانون الدولی الحدیث، دمشق: دار المکتبی.
زحیلی، وهبه،(1381هـ ق)، آثارالحرب فی فقه الاسلامی، دوم.بیروت: دارالفکر.
زنجانی، عمید، (1367هـ ش)، نظام سیاسی و رهبری در اسلام، اول، تهران: امیرکبیر.
الزیلعی الحنفی، عثمان بن علی، 1313 هـ.ق، تبیین الحقائق شرح کنز الدقائق، اول، قاهره: المطبعه الکبرى.
سرخسی، محمد بن احمد، (1414هـ ق)، البسوط، اول، بیروت: دارالمعرفه.
سلطانی، سلطان شاه، (1393ش)، قواعد کلیه فقهی، اول، مزار شریف، ثقافت.
شربینی، محمد بن احمد (1994م)، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، بیروت: دار الکتب العلمیه.
شهید اول، شمس الدین محمد بن مکی عاملی (1417هـ ق)، الدروس الشرعیۀ فی فقه الامامیۀ، قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.
صابونی، محمد علی، (بی تا)، روائع البیان تفسیر آیات الاحکام من القرآن، اول، دمشق، مکتبه الغزالی.
صنعانی، محمد بن اسماعیل، 1397هـ ق، سبل السلام، قاهره: مکتبه البابی.
طباره، عفیف عبدالفتاح.( 1387 هش). روح الدین الاسلامی، مترجم: ابوبکر حسن زاده. سنندج، کردستان.
طباطبایی، سید محمد حسین، (1417هـ ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، پنجم، قم: انتشارات جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم.
طبرسی، فضل بن حسین، (1372هـ ش)، مجموع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: نشر ناصر خسرو، سوم.
طبری، محمد بن جریر،(2000م)، جامع البیان فی تأویل القرآن، محقق، أحمد محمد شاکر، بی جا: مؤسسه الرساله
طوسی، محمد بن حسن، (1387هـ ق)، المبسوط فی فقه الامامیه، سوم، تهران: المکتبه المرتضویه لاحیاء التراث الجعفریه.
عاملی، سید جواد بن محمد، (1419هـ ق)، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، اول، قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
فیروزآبادی، محمدبن یعقوب (1367هـ ش)،‌ القاموس ‌المحیط، تهران: انتشارات خوارزمی.
فیومی، أحمد بن محمد بن علی (بی تا)، المصباح المنیر، بیروت: مکتبه العلمیه،
فیومی، احمدبن محمد، بی تا، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی،بیروت: المکتبه العلمیه.
قرضاوی، یوسف، (1396هـ ش)، دانشنامه جهاد، مترجم: ابراهمیم، ساعدی، اول، تهران: نشراحسان.
قشیری، مسلم بن حجاج (بی تا)، صحیح مسلم، بیروت: دار الجیل.
قلعه جی، محمد،(1408هـ ق)، معجم لغه الفقهاء، اوللإ قاهره: دارالنفائس.
کاسانی، ابوبکر بن مسعود (1406هـ ق)، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بیروت: دارالکتب العلمیه.
لأصبحی، مالک بن أنس أبو عبدالله(بی تا)، الموطأ الإمام مالک روایه یحیى اللیثی ] محمد فؤاد عبد الباقی مصر: دار إحیاء التراث العربی.
لویس معلوف، 1377هـ ش، المنجد، ترجمه، احمد یساح، تهران : اسلام.
مبارکپوری، صفی الرحمن، (بی تا)، الرحیق المختوم، دوم، بیروت: دارالهلال.
نجفی، محمد بن حسن، 1360هـ ش، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
نووی، محیی الدین یحیى بن شرف، 1991م، روضه الطالبین وعمده المفتین، تحقیق: زهیر الشاویش، سوم، بیروت: المکتب الإسلامی.
وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه الکویت (1427هـ ق)، الموسوعه الفقهیه الکویتیه، کویت: دار السلاسل.

اسلام شناسی تمدنی

درباره‌ی admin110

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*