خبر های مهم
خانه / دانشگاه، فرهنگ و جوانان / جوانان تحصیل کرده و مشکلات کاریابی/ فرهادرامه

جوانان تحصیل کرده و مشکلات کاریابی/ فرهادرامه


جوانان یکی از سرمایه های اساسی و انسانی هر کشوری به حساب می آیند که در رده نیروهای تازه نفس برای انجام وظایف و تحولات، آموزش هایی را در نهادهای آکادمیک فرا می گیرند و کشور را رو به پیشرفت و ترقی سوق می دهند. نیروی متخصصی که از نهادهای آکادمیک فارغ می گردند باید در جایگاه های مناسب جابه جا شده و مطابق تخصص شان به آنها مسوولیت داده شود.
افغانستان هم از جمله کشورهایی است که برای ترقی و پیشرفت به نیروی کاری جوانان نیاز اساسی دارد و از طرف دیگر با گذشت هر سال به تعداد نیروهای متخصصی که از این نهادهای آکادمیک فارغ می گردند که مصمم هستند تا در راستای تخصص خود اجرای وظیفه کنند، افزوده می شود. اما بعد از مراجعه به نهادهای دولتی و خصوصی که تقاضای پذیرش نیروی کاری متخصص را دارند و با گذراندن امتحان های بست های کاری دولتی متاسفانه به دلیل بعضی از مشکلاتی که فراروی آنان قرار می گیرند وظیفه دلخواه خود را به دست نمی آوردند. این که چه عواملی باعث بحران بیکاری در کشور شده است، بماند ولی واقعیت این است که اکنون افغانستان با بحران بیکاری مواجه است. مخصوص قشر جوان تحصیل کرده بیش از گروه های دیگر اجتماعی متقاضی کار هستند که متاسفانه در جریان پیچیده کاریابی معمولا با یاس و سرخوردگی مواجه می شوند. در این مقاله به مهم ترین چالش های فراروی جوانان در عرصه کاریابی و نیز به چند مورد از راه حل های آن می پردازیم.
مشکلات اساسی را که جوانان افغانستانی بعد از اتمام تحصیلات و هنگام وارد شدن به بازار کار در افغانستان با آن مواجه هستند را می توانیم از دو جهت به بررسی بگیریم:
1- درس‌های دانشگاهی مطابق با نیاز بازار کار نیست.
2- فساد بالای اداری در نهادهای دولتی و خصوصی در کشور
در قدم اول می خواهیم مغایرت درس‌های دانشگاه‌های افغانستان را با نیازهای بازار کار به بررسی بگیریم. در کشورهای پیشرفته دنیا درس‌های دانشگاهی مطابق با نیازهای بازار کار و علایق دانشجویان یا متقاضیان تخصص می‌باشد، اما در افغانستان درس‌ها در دانشگاه‌ها به صورت کلیشه‌ای و کلی آن هم تا حدودی در مغایرت با نیازهای متقاضیان، علایق دانشجویان و بازارکار می باشد.
در این نهادهای آکادمیک بیشتر استادانی که تخصص کافی در رشته مربوطه را نداشته و با سنینی که در معرض بازنشستگی قرار دارند، در حال تدریس هستند و از طرفی دیگرهم این استادان توانایی روحی و جسمانی آموزشی و کار عملی با دانشجویان را ندارند. این در حالی است که دانشگاه‌ها ابزار مورد نیاز برای آموزش عملی دانشجویان را در اختیار دارند و زمانی که کار به شیوه علمی و عملی به دانشجویان آموزش داده نمی شود، نیاز بازار کار هم در دانشجویان برطرف نمی شود.
از طرفی دیگر استانداردهای درسی و تخصص مورد نیاز برای دانشجویان در این دانشگاه ها در سطح بسیار پایین و پیش پا افتاده است که این امر هم به شدت به دانشجویانی که تازه وارد دانشگاه ها می شوند ضربه روحی و روانی وارد می کند این امر باعث سرکوب شدن علاقه و خلاقیت دانشجو شده که آنها را به یک ماشین بی روح تبدیل می کند و در ادامه این دانشجویان فقط می خواهند دانشگاه را به پایان برسانند. این امر در نهایت بعد از فراغت دانشجو بزرگترین مانع برای دستیابی به حرفه مورد نظر و علاقه دانشجو مبدل می گردد.
در قدم دوم فساد بالای اداری و ارج نه نهادن به لیاقت سالاری و جایگزینی روابط بر ضوابط در اداره های دولتی از مهمترین عوامل دیگری است که یک فرد تحصیل کرده بعد از اتمام تحصیل و مستعد کار برای بازار کار با آن روبه رو است.
بحث از فساد اداری و جایگزینی روابط بر ضوابط در بازار کار به این معنا است که بیشتر بست‌های دولتی و خصوصی یا از قبل بدون در نظر داشت قوانین اصلاحات اداری توسط اشخاص زورمند پر می‌شوند و یا اینکه بست‌ها بر اساس تقسیمات بین احزاب توسط اراکین بلند پایه دولتی اشغال می شوند و یا اینکه این بست‌ها در مقابل پول با زیر پا گذاشتند قوانین مربوطه و شرایط فرد شایسته به اشغال اشخاص و افراد بی کفایت در می آید. در اینجا امتحان تنها سرپوشی برای فساد و خیانت اشخاص مفسد است که به صورت نمایشی برگزار شده ولی فرد مربوطه یا کاندیدا از قبل در بست مربوطه جابه جا شده است.
زمانی که جوان تحصیل کرده و مستعد کار، تحصیل خود را پوچ و بی معنی می بیند یا به گروه های مخالف می‌پیوندد و یا هم راه مهاجرت را در پیش می گیرد تا آینده خود را در کشورهای دیگر جستجو کند.
راه حلی که برای بهبود وضعیت جوانان پیشنهاد می شود:
1- معیاری کردن استندردهای درسی دانشگاه ها و نهادهای آکادمیک کشور(دروس تیوری و عملی).
2- جذب کدرهای متخصص داخلی و خارجی در دانشگاه ها و نهادهای آکادمیک کشور.
3- اتاق های فکر برای جوانان تحصیل کرده به وجود بیاید تا در این اتاق های فکر بر روی طرح های جوانان برای ایجاد راه کارها و فرصت های کاری کار شود که در صورت امکان این طرح ها اجرایی شده و اشتغال زایی و فرصت های کاری جدیدی به وجود بیایند.
4- از طرح هایی جوانان در اتاق های فکر ارایه می کنند که توانایی عملی شدن را دارند پشتیبانی مالی و حمایت‌های دولتی صورت بگیرد و دولت تا حدودی برای این فرصت ها بودجه های انکشافی تخصیص دهد.
5- جایگزینی شایسته سالاری بر روابط.
6- بالا بردن شفافیت های پروسه های امتحانات بست ها.
7- ایجاد فضای رقابتی سالم و تخصصی برای اشغال بست های کاری.
8- تخصصی تر شدن دروس دانشگاه ها و نهادهای آکادمیک مطابق با نیازهای بازار کار.
9- انکشاف و بالا بردن ظرفیت جذب نیروهای متخصص نهادهای دولتی و خصوصی.
10- حمایت از سرمایه گذاری ها برای اشتغال زایی.
11- بالابردن امنیت کاری و محیطی در کشور.
12- جذب نیروهای متعهد و خلاق و جوان در بست های حساس.
13- حاکمیت هر چه بیشتر قانون در جامعه.
14- ایجاد فضای باز ارتباطی جوانان با مسوولین بلند پایه دولتی.

درباره‌ی admin110

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*