خبر های مهم
خانه / فرهنگ و هنر / شعر / شناسنامه شاعران و نویسندگان معاصر / محمد هادی مهدیار

شناسنامه شاعران و نویسندگان معاصر / محمد هادی مهدیار

مهدی

نام و تخلص: محمدهادی “مهدیار”

نام پدر: عبدالغفار

سال و محل تولد: 1375/12/27 غزنی

تحصیلات: سال اول دانشگاه را در رشته‌ی بیولوژی دانشگاه غزنی

فعالیت های فرهنگی و ادبی: عضو خانه خیام، انجمن البیرونی و کاخ فردوسی در غزنی و همچنان عضو مجازی شعر دانشگاه کابل

حالت مدنی: مجرد

نمونه شعر

و اما من !  هوای اولین دیدار یادم هست

به دنبال نگاهت پرسه در بازار یادم هست

 

نبودی در دلم بهسود را در آتش افکندند

جفای شعله با لبخند گندمزار یادم هست

 

چه خلوت ها در آغوش اتاق سرد نوآباد

کنار عکس تو با گریه،بی غمخوار،یادم هست

 

من افشار  توام ای عشق ، لامذهب نمی ترسم

تفنگ و ماشه و وحشی ترین رگبار یادم هست

 

حضور سبز،نگاه گرم،با چند بوسه ات…آره

مداوا کردن این شاعر بیمار یادم هست…

 

 

…و اما من ! تمام لحظه های سرد یادم هست

درون خـــلوتم با تو هجـــــوم درد یادم هست

 

تو در من روستای را به یغمای خزان دادی

نگـــــاه نا امید شاخه های زرد یادم هست

 

تو پیدایت نشد من خود به سوی مصر رو کردم

مسیر دور و چشم کور،شب نامرد یادم هـســــت

 

و من تصـــــویر کابل گشته ام انـگار دور از تو

در احساسی ترین باران غبار و گرد یادم هست

 

بغل کردی مرا در خواب دیشب ای بلورین تن

لبت با سینه‌ی پر دردم آنچه کرد یادم هست

 

کی گفته مرد ها با گریه کردن آشنا نیستند؟

هجوم درد عشق و گریه‌ی یک مرد یادم هست…

 

 

در همان حدی که قحطی ها و باران فرق داشت

سردی آغــوش تو با صد زمستـــــان فرق داشت

 

در دلـــــم دارم هـــــزاران آه، امـــا ساکتم

آره نوع ناله کردن های مردان فرق داشت

 

غــرق در چشـــــم تو بودم هرنفـــــس ، اما عزیز

خلوتم این دفعه با این میز و فنجان فرق داشت

 

باز باران آمــــد و این شاعـــــر رســـــوا…ولی

بی تو حس کوچه،باران و خیابان فرق داشت

 

جای پیراهن بیاور دست خود را پیــــش من

حال من با حال چشم پیر کنعان فرق داشت…

درباره‌ی خبرگزاری عقاب

عقاب؛ بیانگر آرمان های دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شماست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*