آخرین خبرها
خانه / افغانستان / از تنگناهای حکومت تا چالش های اعتماد عمومی

از تنگناهای حکومت تا چالش های اعتماد عمومی

حملات تهاجمی طالبان بر ولسوالی های ارزگان خاص، جاغوری و مالستان در روزهای گذشته پیامدهای منفی ناگواری برای مردم محل داشت. ده ها نفر شهید و ده ها نفر دیگر زخمی و صدها خانواده از محل سکونت خویش بیجا شدند. نفس مصایب وارده بر مردمان مناطق یادشده و آوارگی خانواده ها در شرایط سرد خزانی، بحرانی است که هم اکنون ادارات محلی ولایات غزنی، ارزگان و ولایت های همجوار با آن ها مواجه هستند. برخورد با این همه مصیبت زمانی سخت تر می شود که متاسفانه امکانات در دست ادارات محلی و حکومت ناچیز است و طبیعی است که مشکلاتی از این ناحیه نیز برای مجموع دستگاه اداری کشور به وجود می آید.
گسترش قلمرو جنگ و رخدادهای امنیتی بخشی دیگر از چالش هایی هستند که فراروی حکومت و نهادهای امنیتی کشور دهن باز کرده اند. در حالی که گزارش های زیادی مبنی بر توسعه قلمرو جغرافیایی تحت تصرف طالبان و حضور این گروه در افغانستان در رسانه ها روزانه، به نشر می رسند، افزودن و یا افزایش مناطقی دیگر در تحت تصرف طالبان چالش بزرگی برای دولت افغانستان است. این چالش تنها به لحاظ رسانه ای نیست بلکه دولت باید با تمام رخدادهای امنیتی در سراسر کشور به طور یکسان برخورد کند و هر لحظه باید در فکر مواجهه با دشمن وحشی و حفظ جان نیروهای امنیتی و مهم تر از همه در فکر حفظ قلمرو جنگ باشد.
اما تنگناهای اصلی و چالش های اساسی زمانی رخ نمی نمایند که دشمن علاوه بر این که با پشتوانه های قوی بین المللی بر گسترش جنگ فیزیکی دست می زند، به جنگ روانی نیز می پردازد. در طی سال های گذشته افغانستان به همان میزان که از جنگ مستقیم و رو در روی گروه های مزدور و افراطی آسیب دیده است، از جنگ روانی و دامن زدن دشمن به نفاق های قومی نیز ضربه های سختی دیده است. بزرگ ترین آسیب در طی این سال ها بی اعتمادی عمومی است. واقعیت این است که ما اکنون 3-10دچار نوعی بی اعتمادی فراگیر هستیم. این بی اعتمادی تنها مربوط به رابطه حکومت و مردم نیست. بلکه از خصوصی ترین و کوچک ترین سطح روابط شروع تا طوایف، اقوام، مذاهب، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی، نهادهای رسمی و قوای دولت را در بر می گیرد. متاسفانه تاریخ نا به سامان گذشته و بحران های متوالی و تنیده در هم سبب شده است که درختی به نام اعتماد در این سرزمین نروید. در این سرزمین هرکسی نه تنها از همدیگر بلکه از سایه خویش نیز هراس دارد. این تنها یک هراس فراگیر نیست بلکه به گفته بابی سعید هراس بنیادین نیز هست که ریشه در خشونت ورزی عام و مطلق در تاریخ این سرزمین دارد.
این بی اعتمادی فراگیر اکنون بیش از هر عرصه دیگر، رابطه میان افکار عمومی و دولت را مخدوش کرده است. جنگ، خشونت، ترور، انتحار و عدم پاسخگویی مناسب به این آلام سبب شده است که به عینی ترین و ملموس ترین اقدام نیز با دیده شک و تردید نگریسته می شود.
جنگ های تحمیلی در ولسوالی های ارزگان خاص، جاغوری و مالستان و نحوه مواجهه افکار عمومی با این رخدادهای تلخ، نمونه تمام عیار از یک بحران بود؛ بحران بی اعتمادی و هراس بنیادین. از یک سو حکومت با تمام توان می کوشد تا با دشمن مقابله کند و از سوی دیگر تحت شدیدترین انتقادها و حتی دشنام ها از سوی شهروندان و به خصوص کاربران شبکه های اجتماعی قرار دارد. این انتقادها و ناسزاها و دشنام ها زمانی تندتر می شود که احیانا وقفه و یا کوتاهی در عملی ساختن مصوبات و فیصله های رهبری حکومت و نهادهای امنیتی به وجود می آید. طبیعی است در کشوری که شاهد چهار دهه جنگ و منازعه بوده است و زیرساخت های اصلی در آن ویران است، ارایه خدمات اولیه به شمول تامین امنیت دچار مشکل است.
از سوی دیگر وقتی در بالاترین سطوح رهبری کشور تصمیمات اساسی در مقابله با دشمن در یک منطقه خاص گرفته می شود و شخص رییس جمهور در حضور عام خواست های معترضان را می پذیرد و برای عملی شدن این خواست ها دستور می دهد و در عین حال در شب همان روز و در همان منطقه دشمن سنگرهای جدیدی را فتح می کند، باید قبول کنیم که تردیدها و شک ها افزایش می یابند.
ما اکنون در وضعیتی به سر می بریم که به دلیل جوان بودن نظام سیاسی، از یک سو ثبات سیاسی کافی در کشور ما وجود ندارد و از سوی دیگر باید با دشمنی بجنگیم که از چهار طرف دنیا تمویل و تجهیز می گردد. همسایگان افغانستان به راحتی دستی در قضایا دارند و هر روزه بر شعله های آتش می دمند. تروریسم بین المللی از سراسر دنیا شکست خورده و در این سرزمین لانه کرده است. مردم در سراسر کشور خواهان تامین امنیت و ارایه خدمات اولیه هستند. این وضعیت تنگناهایی را برای حکومت به وجود آورده است که مواجهه با این تنگناها طاقت سوز و نیازمند مدیریت بیشتر است. امید است رهبری حکومت با سعه صدر و دلسوزی هرچه بیشتر بحران های کنونی را مدیریت کنند و بر مشکلات و چالش های برزگی که پیش رو داریم، فایق آیند.
محمد هدایت

درباره‌ی شریفی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>