آخرین خبرها
خانه / معارف اسلامی / دین‌ستیزی یا دین‌گریزی، به بهانۀ نواندیشی دینی/ فضل الرحمن فقیهی

دین‌ستیزی یا دین‌گریزی، به بهانۀ نواندیشی دینی/ فضل الرحمن فقیهی

نو اندیشی دینی یا تجدید دین، از دیر باز در حوزه فقه اسلامی (اعم از حوزه تفکر و عمل) مطرح بحث بوده و یکی از امور لازم آیین اسلام و جزء لاینفک ماندگاری آن است. این ویژگی، واقعیتی است انکار ناپذیر که هم عملاً در تاریخ اسلام نمونه های بارز دارد و هم بنیاد منصوص. کریمه: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» (مائده: 3)، تلویحی بر اثبات این مدعاست و نص بیانگر تجدید، یعنی: «إِنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّهِ عَلَى رَأْسِ کُلِّ مِائَهِ سَنَهٍ مَنْ یُجَدِّدُ لَهَا دِینَهَا» (ابوداود: ج4، ص109)، مهر تأییدی بر آن دارد.
تعمقی بر دو مقولۀ تجدید و نواندیشی:
شاید فکر شود که مقوله تجدید دین با نواندیشی دینی فرق دارد؛ و چنان برداشت شود که اصطلاح تجدید، تنها در زمینه فقه عملی کاربرد آن میسر است و نواندیشی دینی بیشتر در حوزه تفکر و نظریه پردازی که تقنین و جنبه های عملی را تأثیر گذار خواهدبود. اما چنین طرح و نظریه به هیچ وجه درست نیست و با حقیقت تجدید دین و واقعیت عملی آن مصداق ندارد؛ چه مقوله تجدید دین همان نواندیشی دینی است که هر دو حوزه: هم «عقیده و تفکر» و هم «تقنین و جنبه های عملی» را در طول تاریخ شامل بوده و در هر دو زمینه، جنبه های کاربردی به خود گرفته است.

نسبت تجدید دین در قرون گذشته به شماری از رجال تجدید، وقتی مصداقِ تجلی می یابد که در حوزه تفکر و عمل برای تأیید حقایق، آثاری پدید آمد و ناکارآمدها را از سیمای حقیقت دین زدود؛ نمونه بارز آن، تهافه الفلاسفه غزالی و آثاری از این قبیل اند. همین تجدید یا نواندیشی دینی در درازنای کهن آیین اسلام ادامه یافته و حتی در دوران معاصر ما نیز تجلیهای ارزنده و تابناکی داشته است.

برای اینکه سوء تعبیر پدید نیاید، باید تذکر داد که مقصد از تجدید یا نواندیشی در حوزه عقیده و تفکر، به هم زدن بنیادهای اصلی، ثوابت دین و اصول مسلم آن نیست؛ بلکه بازنگری و نواندیشی در امور تأویلیی است که به اساس حدس و ظنّ در این حوزه از طرف برخی دگر اندیشان پدید آمده و روی حقایق را پوشانیده است؛ چنان که مسیر واضح سعادت یا صراط مستقیم الهی را برای شماری از کوته نظران «صراطهای مستقیم» جلوه داده است.
ضرورت دانش کافی برای تجدید یا نواندیشی:
نواندیشی دینی، همان گونه که با قید توصیفی «دینی» پیوند خورده مولود ظرفیتها و مهارتهای ویژه در حوزه دین آنهم در سطح اجتهاد (کلی یا لااقل جزئی) است که همه افراد بدان دسترسی پیدا کرده نتوانند. بدین اساس هر مبتدیی که با الفبای نخستین دین آشنایی نداشته و اصول و فروع آن را از هم بازنشناخته باشد، نمی تواند خویشتن را نظریه پرداز نواندیشی دینی یا مجدد دین معرفی بدارد. به همین گونه بعد از وجود ظرفیتهای لازم، نواندیشی دینی را باید از عمق نصوص دینی انتظار داشت؛ نه از آرای نظریه پردازان غیر دینی و متخصصان رشته های فزیک و طب و دواسازی و…. چه انتظار هر کار از خلاف متخصصان آن، پشتیبانه درایی و روایی ندارد و هرحوزه را رجالی است که در آن تبحر وافر داشته باشند.
سوء استفاده از نواندیشی یا تجدید:
در دوران معاصر ما با تأسف که گاهی کار در این حوزه برعکس آن صورت گرفته و مقوله نواندیشی دینی مصداق دیگر یافته است. شماری از مبتدیان کم مایه، که با حقیقت دین و منابع دینی هیچ آشنایی ندارند، با عنوان کردن اصطلاح نواندیشی دینی، یا دین ستیزی را در پیش گرفته اند و یا دین گریزی را اساس کار خود ساخته اند. اینان با عنوان کردن اتهامهای گوناگون بر اندیشمندان دینی گذشته و معاصر، نواندیشی دینی را با نشخوار تفاله های متفکران غیردینی به جستجو نشستند و این دُرّ تابناک را نه در صدف اصلی آن بلکه از لجنزارهای پر از کثافت و مردابهای متعفن دین ستیزی طلب نمودند. بدین ترتیب در حوزه تفکر و اندیشه آسیبهای متفاوتی را پدید می آورند و ذهن و روان کم مایگانی را دچار سموم خطرناکی می سازند.
بیشتر کسانی که برچسپ نواندیشی را بر خود می زنند، مغلوب تأثیرات مدرنیته غربی شده اند. اینان نه فهم عمیق از دین و آشنایی با منابع اصیل دین دارند و نه هم درک صحیح از شرایط، نیازها و عوامل تاثیر گذار جوامع شرقی در فکر و ضمیر شان وجود دارد. در حالی که تفاوت زیادی میان نواندیشی اسلامی و مدرنیته غربی موجود است؛ چه نواندیشی اسلامی، دعوت به بازگشت به اصول اصیل و نخستینی است که مسلمانان را تا قله های موفقیت رسانیده است، اما مدرنیته غرب، طالب بازنگری، تحریف و توجیه نصوص و مفاهیم جهت انطباق با شرایط فعلی است.
نتیجۀ نواندیشی بدون دانش دینی کافی:
سطحی نگری مدعیان نواندیشی دینی امروز و بی خبری و کم مایگی شان در مبانی و منابع اصیل دین، باعث شده که به عوض استفاده از چشمه سار زلال وحی، خویشتن را به دامان نظریه پردازانی بیندازند که دچار ارتداد فکری هستند و بدین ترتیب پسخورده های آنان را نشخوار نمایند. از این است که گاهی به عوض مسیر نجات بخش «الصراط المستقیم»، صراطهای نا مستقیم طاغوت را مستقیم می دانند و به رسمیت می شناسند. غافل از اینکه به رسمیت شناختن تکثر صراطها راه درستی بود، مبارزه همه پیام آوران الهی را زیر سوال می برد و نادرست معرفی می نماید.
از مهمترین آسیب‌های نواندیشی دینی تمایل به سکولاریسم و جدایی از سنت دینی در طول زمان است. تأثیر پذیری از نظریات غیر دینی غرب و تفکرات فلسفی منحرفان، مدعیان کم مایه نواندیشی دینی را بر آن داشته تا قایل به نقد نصوص اصلی (قرآن و سخنان ثابت پیامبر) شوند؛ چیزی که در همه شرایع آسمانی کفر و ارتداد شمرده شده است. حتی شماری بدون با خبری از ویژگیهای وحی الهی، کتابهای آسمانی چون تورات و انجیل را مزخرف و فکاهی گونه بدانند؛ حال آن که این کتابها ورای آنچه از آنها دچار تحریف شده، کلام و قانون الهی و آسمانی اند و هر بنده حق مکف است بدان ایمان و باور داشته باشد.
دیگر از آسیبهای نواندیشی دینی امروز، کافی ندانستن منابع فقه اسلامی در حوزه تفکر و عمل برای شرایط امروز بشریت است. مدعیان کم مایه نواندیشی دینی امروز، فقه اسلامی را عاجز از پاسخگویی نیازهای جامعه امروز می دانند و با تبعیت از نظریه جدایی دین از دنیا و حاکمیت که در غرب مطرح شده بود، به تکرار و نشخوار این دیدگاه بیگانگان می پردازند؛ غافل از اینکه این نظریه در جامعه و اندیشه اسلامی قابل تطبیق ننیست.
حقیقت این است که داشته های زیربنایی و روبنایی دینی ما، که شامل فقه سیاسی و عملی و نیز فقه اندیشه و تفکر است، در حوزه فقه سیاسی از ظرفیت‌های زیادی برای قرائت اختیارات مردمی برخوردار است و نیز با جمع کردن میان عقلانیت و مدلول نصوص پاسخگوی نیازهای امروزی باشد و به رد باورهای تأویلی نادرست در حوزه اندیشه و عمل بپردازد؛ چیزی که می تواند به عنوان جامع فقه اهل رأی و سلفیت دیروز تا امروز مطرح باشد.
نتیجه گیری:
نتیجه اینکه نواندیشی دینی واقعی، همان دانشواژۀ تجدید دین است که نیاز به دانش کافی در حوزۀ دین و علوم روزگار شخص مجدد یا نواندیش دارد. لذا این عمل از هر شخص نادان که تعمقی در فقه اسلامی و اندیشۀ نداشته باشد میسر نیست. ابراز نظر و ادعای تجدید و نواندیشی از اشخاص فاقد شرایط، جز خسارت فردی و اجتماعی در جوامع اسلامی چیزی را به بار نخواهد آورد.
تجدید یا نواندیشی دینی در ثوابت دین میسر نیست، بلکه این عمل در حقیقت زدودن نابسامانی‌ها و خرافاتی است که بدون دلیل و اساسی بر گردۀ دین چسپانده شده و در جوامع اسلامی توسط دین ستیزان ترویج می‌شود. بنابراین ستیز با ثوابت دین که توسط مدعیان نواندیشی روزگار ما تحت عنوان نواندیشی دینی طرح می‌شود، جز ضلالت و گمراهی چیزی نمی‌تواند باشد.
امروزه بسیاری از به اصطلاح نو اندیشان در پی آن‌اند که برای اهداف خاصی از بسیاری اصول ثابت اسلام صرف نظر نمایند و برای تقریب خود با دیگر نحله‌های غیردینی، اصولی از آنان را بپذیرند. اینان در حقیقت به هیچ وجه نواندیش دینی به شمار نمی‌روند بلکه دشمنان دین اند که با لباس دیگر و با طرز نفاق‌اندیشانه، دین را از پشت خنجر می‌زنند و می‌کوشند جامعه را با اندیشه‌های نابکار مسموم سازند.
نویسنده: 810060_721 استاد دانشگاه هرات

درباره‌ی شریفی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>