آخرین خبرها
خانه / معارف اسلامی / ویژگی های اساسی انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلاب ها

ویژگی های اساسی انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلاب ها

انقلاب اسلامی پدیده بی نظیر قرن بیستم و سده های اخیر اسلام است. ویژگی خاص انقلاب ایران در مقایسه با انقلاب های بزرگ دیگر جهان، مثل چین و روسیه،… پایه گذاری آن بر مبنای آموزش های الهی اسلام، این دینِ جامع نگر، و جهان شمول است. این پدیده شگرف با هدف احیای ارزش های اسلامی، انسانی و حاکمیت بخشیدن به دین خداوند، فارغ از هرگونه گرایش و تأثیر پذیری از مکتب های بشری به انجام رسید. ماهیت دینی، قدرت رهبری، نقش کلیدی روحانیت و مشارکت توده ها مهم ترین وجوه تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلابهاست. در این نوشتار ما سعی خواهیم نمود به اختصار این موارد را توضیح دهیم.
۱- میزان مشارکت سیاسی:
البته انقلاب های دیگر نیز همراه با حضور مردم بوده است. لکن نقش مردم ایران در انقلاب بی نظیر است. انقلاب مردمی و سراسری بود و همه اقشار مردم در سراسر کشور با تمام قوا و تمام وجود در آن مشارکت داشتند و این امر یکی از مهمترین دلایل پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی است.
حامد الگار که در زمینه انقلاب اسلامی آثاری دارد، در مورد حضور مردم می گوید: «یکی از ممیزات انقلاب اسلامی ایران شرکت وسیع توده های مردم بود. در انقلاب های فرانسه و روسیه و چین انقلاب همیشه با جنگ داخلی همراه بود…» فرد هالیدی از محققین انقلاب های جهان نیز معتقد است که از لحاظ به صحنه کشاندن اقشار وسیع مردم، انقلاب اسلامی عظیم ترین انقلاب تاریخ است. در حالی که در انقلاب روسیه بخشی از طبقه کارگر و حزب بلشویک در انقلاب دخالت داشتند.
۲- داشتن رهبری قاطع و مشخص: از لحاظ رهبری انقلاب ایران منحصر به فرد است، زیرا در انقلاب فرانسه رهبری واحد و قاطعی نبود در پیشاپیش انقلاب روسیه نیز یک رهبر حزبی قرار داشت که نمی توانست ادعای رهبری تام و قاطع بر قاطبه مردم را بنماید. اما در پیشاپیش انقلاب و مردم انقلابی ایران، رهبری قرار داشت که از پایگاه یک مرجع تقلید مردمی و اسلامی سخن می گفت و با جمهور مردم رابطه دینی و سیاسی داشت.
۳- داشتن مکتب الهی و اسلامی (گرایش دینی) :گرایش دینی و مکتب الهی و اسلامی یکی از ویژگیهای اساسی انقلاب اسلامی است. انقلاب فرانسه به ایده جدایی دین از سیاست و دولت رسمیت بخشید و انقلاب کمونیستی روسیه ایده مقابله دولت با دین را پیش کشید، اما انقلاب ایران مجدداً‌ ایده تلفیق دین و دولت را رسمیت بخشیده که امروز در قالب جمهوری اسلامی نمود پیدا کرده است.
۴- اصالت و بومی بودن: چهارمین ویژگی انقلاب ایران اصالت و بومی بودن است. انقلاب ایران از لحاظ نظری و عملی اصیل و غیر وابسته بود. مکتب اسلام از بُعد نظری اصیل بود و در طی 1400 سال تبدیل به جوهره ایرانیان شده بود، لذا در زمان انقلاب، مکتب وارداتی نبود. و در عمل نیز انقلاب از لحاظ کمک مالی و نظامی وام دار خارجیان نبود و اصالت داشت. در حالی که کمونیسم از اندیشه های مارکسیسم که در آلمان بود گرفته شده بود.
۵- مشروعیت: انقلاب در ایران مشروعیت داشت، یعنی بحق بود و به موقع بود. بحق بود، زیرا حقاً اهدافش را در مکتب اسلام کسب می کرد. مسأله این است که مسلمان و جامعه اسلامی هر عمل و رفتاری را بخواهد انجام دهد باید ببیند شرع آن را مجاز می داند یا خیر؟ انقلاب که رفتار جمعی است و در آن جان ها و مال ها به مخاطره می افتد نیازمند پشتوانه و مشروعیت است. جواز چنین عملی انقلابی و تطابقش با شرع را رهبری انقلاب که در مقام مرجعیت بود صادر نمود. اما به موقع بود چون حضور مردم و تقدیم جان و مال در آن بی سابقه بود.
۶- اهداف: ماهیت و هدف انقلاب اسلامی یک پدیده منحصر به فرد است که آنها را می توان در چهار مورد خلاصه کرد: الف: احیاء و زنده کردن احکام اسلام و اجرای آن، ب: استقرار عدالت اجتماعی، ج: استقرار نظام سیاسی اسلام، د: تقویت عملی و فرهنگی جامعه.
امام خمینی در این مورد چنین می فرمایند: «انقلاب ما متکی بر معنویات و خداست و آنهایی که با ما موافقند آنهایی هستند که با خطّ توحیدی موافقند.» این در حالی است که انقلاب روسیه بیشتر اهداف اقتصادی و مادی را دنبال می کردند. همانطور که از شرایط قبل از انقلاب روسیه نیز بر می آمد. آقای احمد هوبر در این باره نیز می گوید:
تمام انقلاب های دیگر می خواستند یک نظام انسانی را در زمین استقرار دهند، یعنی نظام سیاسی «روسو» را یا نظام «مارکس و لنین» را، در صورتی که انقلاب اسلامی می خواهد نظام الله را در زمین مستقر کند. در یک نتیجه کلی در مقایسه انقلاب اسلامی ایران و انقلاب روسیه (شوروی) نکات زیر قابل توجه است:
اولاً: ‌در بُعد نظری این دو اختلاف اساسی دارند. به این معنا که درباره ایران جهان بینی، اسلامی و «خدا خالق است» می باشد و توحید در تمام ابعاد ذاتی و صفاتی و افعالی محور و مبنای تفکرات در انقلاب اسلامی است و این دقیقاً‌در مقابل مارکسیسم که جهان بینی، ماتریالیستی و ماده گرایی می باشد، قرار دارد.
ثانیاً: مارکسیستها انسان را در مقابل جبر تاریخی و اجتماعی مقهور می دانند ولی اسلام می گوید حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و همچنین او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است.
ثالثاً‌: در مورد سرنوشت بشر نیز اختلاف اساسی است. زیرا اسلام آن جهان را سرای باقی می داند اما مارکسیستها همه چیز را در ماده خلاصه و در دنیا تمام می کنند.
رابعاً: آنها انگیزه اصلی و زیربنای بشر را نیازهای مادی می دانند. اما تلقی انقلاب اسلامی و اسلام از انسان هر دو بعد مادی و معنوی آن است. و اصالت هم با نیازهای معنوی است.
در بعد عملی نکاتی قابل طرح است:
اولاً: رهبری انقلاب اسلامی تام و مردمی بود اما لنین رهبر حزب بود.
ثانیاً: بانی افکار کمونیسم مارکس می باشد و لنین عملاً‌در حد مجری و مدیر انقلاب بود. اما در انقلاب ایران امام (ره) هم ایدئولوگ و نظریه پرداز انقلاب اسلامی ایران بود و هم مدیر و مجری آن. ثالثاً: انقلاب ایران مردمی و فراگیر بود. اما انقلاب شوروی عمدتاً‌ متکی به هسته‌ی حزبی بود و فقط در چند شهر متمرکز بود.
Capture.JPGcc ارسالی: رضا حسینی

درباره‌ی شریفی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>